بسم الله الرحمن الرحیم
نیمه شعبان میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه بر همگان مبارک باد
از خدای تعالی می خواهیم که فرج مولای عزیزمان را برساند . ای خدای مهربان . ای خدای عزیز . حدود هزار سال است که بشریت در غیبت امام معصوم خودش بسر می برد . آخر تا به کی ؟!
![]()
آخر تا به کی مردم جهان باید ظلم و ستم را ببینند . آخر تا به کی باید بی عدالتی در جهان وجود داشته باشد و قدرتمندان زورگویی کنند ؟
اللهم عجل لولیک الفرج
برای آزادی برادرم و همه زندانیان مظلومی که در بند هستند دعا کنید !
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در جمعه شانزدهم مرداد 1388 ساعت 12:1 موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز شاید خیلی از شما ها برادر عزیز و گرامیم را دیدید . وقتی صورت لاغر و متفاوت ایشان را با زمان آزادیشان دیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ! نمی دانم چه بگویم اما باید بگویم که تاریخ سی ساله انقلاب از اینگونه اعترافات بسیار دیده است ! من بعید می دانم کسی این اعترافات را باور کند و واقعا قبول کند که آن اعترافات بدون فشار و کاملا از روی ازادی بیان شده . شاید کاغذی که در دست برادرم بود گویای این مسئله باشد .
بد نیست مصاحبه خانم فهیمه موسوی نژاد زن برادرم را در اینجا قرار دهم تا شاید حقیقت بهتر روشن شود :
اوج بی وجدانی را دیدیم
فهیمه موسوی نژاد در مصاحبه با روز گفت چیزی که با پخش این اعترافات می توان فهمید این است که تنها چیزی که در میان برخی دست اندرکاران وجود ندارد اخلاق و وجدان است. وی تصریح کرد: "این معرکه ای که راه انداخته اند نمی تواند سابقه وتجربه پاک چنین افرادی رادر نزد مردم تحت تاثیر قرار دهد. اعتراف گیری یک تو دهنی به کل نظام است وهیچ کس بیشتر از نظام صدمه نمی خورد چرا که این افراد متعلق به نظام هستند وکارنامه سنگینی در خدمت به کشورشان دارند."
وی گفت که با خانواده آقای خاتمی صحبت کرده اند وآنهابا دلداری دادن وی گفته اند که این سخنان محکوم است. قراراست سیدمحمد خاتمی به زودی بیانیه ای را در این خصوص منتشر کند.
موسوی نژاد افزود: "صحبت هایی که ایشان می کرد و بخش هایی از آن در خبرگزاری فارس آمده بود اصلا ادبیات آقای ابطحی نبود. ما به عنوان خانواده با ادبیات ایشان آشنا هستیم. بسیاری از مردم هم خواننده وبلاگ ایشان بودند. جملات و متنی که استفاده کردند متعلق به ایشان نبود. لحن ایشان مانند زمان هایی بود که خیلی عصبانی وناراحت است وانگار که با فشاری این حرفها را می زند. حالت عادی نداشت."
وی با اشاره به پخش اعترافات گفت: "من به فرزندانم گفتم که ما از موقعی که یادمان است ایشان هر کاری کرده برای حفظ نظام بوده و همیشه سعی می کرده که مبلغ خوبی برای نظام باشد و هر نظری که داشته فقط از لحاظ دلسوزی بوده برای اینکه شرایط بهتر باشد. من از این دولت همین توقع را هم داشتم. با توجه به شناختی که از آنها داشتم و شاید بگویم با شناختی که در همین چهل وچند روز از آنها پیدا کردم. از برخوردهایی که آنها به عنوان خانواده زندانیان با ما داشتند. بارها با ما درتماس بودند وهر باربه ما تذکر می دادند. هر سه چهار روز یک بار یک جوری خانواده ما را به هم می ریختند. یک روز دامادمان را می گرفتند یک روز دیگرفرد دیگری از خانواده را می گرفتند. یک روز زنگ می زدند تذکر می دادند وروز دیگر می ریختند خانه را می گشتند."
موسوی نژاد افزود: " در طی مدت این چهل وسه روز سه بار با آقای ابطحی صحبت کردیم. برای یکی از این تماس ها ما را به اوین کشاندند و حتی گفتند یک سیم کارت برای ما بیاورید که بگذاریم در یک موبایل که آقای ابطحی باشما صحبت کند. یک سری اذیت هایی کردند که در آنها اوج بی وجدانی وبی اخلاقی بود. قبلا هم این سابقه را از آنها داشتیم. دوستان دیگر وخیلی کسان دیگر هم این تجربه را داشتند. نمی دانند که این کارها هیچ تاثیری ندارد و مردم می دانند این افراد تحت چه شرایط طاقت فرسایی بوده اند."
همسرسیدمحمدابطحی افزود: "ایشان اشاره کرده بود به قرصی که چند شب است به او می دهند. من اثرات آن را نمی دانم. برخی از دوستان می گفتند که همین کاررا با آقای سحابی کرده بودند یعنی قرص های مشابهی را هم به ایشان داده بودند، به نحوی که وقتی برخی برای ملاقات با وی می روند می گویند اصلا این سحابی با آن سحابی که ما می شناختیم متفاوت بود. این ابطحی هم آن ابطحی خودمان نبود. یک داروهایی استفاده می کنند. من اطلاعات دقیق از تاثیرات این داروها ندارم اما حالت ایشان عادی نبود."
وی در مورد آزادی همسرش گفت: "ما امیدواریم اما با صحبتی که با ایشان داشتیم وآن دو نفر کارشناسی که همراه ایشان در ملاقات بودند وقبل از آن با آنها صحبت کرده بودم اصلا نفهمیدم که چه کار خواهند کرد. یک بار می گویند که تمام می شود ویک بار می گویند که اگر ملاقات خوبی داشته باشید و بازتاب ملاقاتتان خوب باشد شاید به شما مرتب ملاقات بدهیم. ما مدتها فکر می کردیم چنین روزی خواهد آمد. یک موقعی گفتند که اعترافات را پخش می کنند. همه می دانند این بحث ها از نظر حقوقی بی اعتبار است. کسی که چهل وپنج روز در انفرادی بوده و آن زمانی که با خانواده صحبت کرده در شرایط تحت فشاربوده نمی تواند در شرایط عادی باشد. یک شب نیمه شب او را از خواب بلند کرده اند که با خانواده اش صحبت کند، روز دیگر وسط بازجویی به ما زنگ زد که اصلا صدایش در نمی آمد که با ما حرف بزند. شرم آور است که افراد را در چنین شرایطی می گذارند."
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 ساعت 20:34 موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
میلاد با سعادت حضرت جواد الائمه علیه السلام را خدمت همه دوستان و سروران عزیز تبریک عرض میکنم .
در چنین روزی سه سال قبل پدر بزرگم ( پدر مادرم ) از دار دنیا رفتند برای شادی روحی ایشان لطفا فاتحه ای بفرستید . امید است که روح ایشان با موالیانشان محشور گردد .
برای آزادی برادر عزیزم نیز دعا بفرمایید .
امید است خدای تعالی شر ظالمین را به خودشان برگرداند . الهی آمین
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 10:7 موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
متاسفانه در چند روز گذشته برادر عزیزم جناب حجه الاسلام و المسلمین سید محمد علی ابطحی بازداشت شدند که از خدای تعالی می خواهم که انشاالله هرچه زودتر ایشان آزاد شود و از شما دوستان نیز می خواهم که برای آزادی ایشان دعا فرمایید . انشاالله با ظهور امام زمان ارواحنا فداه دیگر شاهد ظلم و ستم در این دنیا نباشیم .

اما مطلب بعد من درباره امروز یعنی 28 خرداد است ( برای اطلاع بیشتر از این روز می توانید به این دو لینک مراجعه کنید : 28 خرداد و حقایق و ترور سیاسی ) که یاد آوری روز شروع ظلم بیشتر در حق پدر بزرگوارم آیه الله استاد سید حسن ابطحی بوده است .
دوست دارم مطلبم را با یک روایت آغاز کنم .
هشام بن سالم نقل می کند که حضرت صادق علیه السلام فرمود : این امر ( ظهور امام زمان ارواحنا فداه ) واقع نشود تا هر صنفی به حکومت برسند ، تا کسی نگوید اگر کار به دست ما می افتاد عدالت می کردیم . سپس حضرت قائم علیه السلام به حق و عدالت قیام کند . ( در پیشگوئیهای پیشوایان صفحه 812 حدیث 2177 )
وقتی به این روایات برخورد کردم خیلی مرا به تفکر واداشت . از این روایت برداشت می شود که هیچ کس و هیچ صنفی نمی تواند عدالت را بطور کامل اجراء کند بلکه تنها و تنها حضرت بقیه الله الاعظم بخاطر آن علم الهی و قدرتی که دارند می توانند در سرتاسر دنیا این عدالت واقعی را به اجراء در بیاورند . ما مردم جهان نیز باید این مسئله را تجربه کنیم و بفهمیم که اجرای عدالت بطور صد در صد بخصوص در این زمان از عهده هیچ نظامی و هیچ صنفی بر نمی آید اگر چه شاید فردی که در راس حکومت است، عادل و متقی باشد اما چون آن علمی را که باید از همه امور جاری در سرتاسر مملکت خویش داشته باشد و مواظب باشد که ظلمی نشود، ندارد و تنها آن علم و قدرت در اختیار امام زمان روحی فداه است ، تنها و تنها عدالت واقعی در سر تاسر جهان بدست مبارک این وجود مقدس ایجاد خواهد شد .
دوستان عزیز و گرامی قبل از این سه سال یعنی قبل از 28 خرداد 1385 من خودم شخصا شاید بخاطر اینکه ظلم و بی عدالتی در حقمان نشده بود و شاید شده بود اما من در دنیا نبودم به این موضوع توجه نداشتم و از این مسئله بسیار مهم غافل بودم و کمتر احساس نیاز بوجود امام زمان روحی فداه برای این کره زمین و مردم آن می کردم اما بعد از این اتفاقات به حقیقت این روایت رسیدم و بیش از پیش معتقد شدم که تا آقایمان ، تا مولایمان ، تا سرورمان و بالاخره تا حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه نیاید این جهان و مردم آن آرامش حقیقی را نخواهند دید و لذت و زیبایی که مردم جهان بعد از ظهور در کمال صفا و محبت و عدالت در کنار یکدیگر در راه کسب قرب الهی بر می دارند را نخواهند چشید و خلاصه بعد از آن ماجرا بود که به اهمیت و نیازی که مردم جهان به آن وجود مبارک دارند علم پیدا کردم و به وضوح آنرا لمس نمودم .

« پدر بزرگوارم آیه الله سید حسن ابطحی در کنار خانه کعبه »
و فکر کنم انشاالله با اتفاقات این چند روز گذشته مردم کشور ما بیشتر از پیش احساس نیاز به وجود حضرت بقیه الله الاعظم برای اجرای عدالت پیدا کنند و بفهمند که هیچ صنفی طبق روایت امام صادق علیه السلام قادر به اجراء عدالت و حق بطور کامل نیست مگر حکومت مصلح آخر الزمان حضرت بقیه الله روحی فداه .
در پایان با تمام وجود فریاد می زنم : خدایا ! امام مهربان و عزیز ما را برسان . آمین
در اینجا لازم می بینم که در خصوص مطلب گذشته نیز چند نکته را بیان کنم :
اول اینکه منظور من از رنگ سبز این بود که بنده معتقد بودم و هستم که فعلا در این زمان سخت غیبت و در میان این چهار کاندیدای ریاست جمهوری و با توجه به مسئله بالا که تنها حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه می توانند عدالت واقعی و صد در صد را بوجود بیاورند ، آقای میر حسین موسوی اصلح تر از بقیه کاندیدا ها بوده است . بنده ایشان را فردی متدین تر و صالح تر و متقی تر و بدور از افراط و تفریط می دیدم و می بینم . من به طرفداران ایشان کاری ندارم اما خود ایشان به عقیده من فردی اصلح تر نسبت به بقیه کاندیداها بوده است و می باشد. و کسانی که نام مبارک امام زمان روحی فداه را بازیچه قرار می دهند اما در اعمال و رفتار و گفتار قلب آن حضرت را به درد می آورند به هیچ وجه صالح برای ریاست جمهوری نمی بینم و از دوستان محترم نیز تقاضا می کنم کمی عمیق تر بیاندیشند . در ضمن مشاهده کردم که بعضی از دوستان به پدر بزرگوارم نسبت دادند که ایشان در انتخابات گذشته از کسی حمایت کرده اند اما باید عرض کنم که هرگز چنین چیزی نبوده و نیست . البته شاید ایشان در سخنرانی خودشان از کاری که رئیس جمهور انجام داده تعریف کرده باشند اما این به معنای حمایت از آن فرد نیست بنابراین ایشان در زمان انتخابات به هیچ وجه فردی را معین نکرده و نمی کنند و مطالبی که نسبت داده می شود نادرست است .
اما حقیقت همان بود که در اول مطلب عرض کردم و گفتم که جهان جز با وجود امام عصر روحی فداه عدالت واقعی و صد در صد را نخواهد چشید و مردم ما نیز باید این مسئله را تجربه کنند و از نظر من انتخاب آقای موسوی شاید می توانست از میزان بی عدالتی های بسیار که اتفاق می افتد کاسته و مردم ما تا حدودی شاهد اجرای عدالت بیشتر و نه صد در صد و کامل می بودند .
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 19:45 موضوع | لينک ثابت

نمی دانم چه احساسی جدیدا پیدا کردم که از رنگ سبز خوشم آمده . شاید بخاطر سیادتم هست !!!!!!
ولی حقیقتا رنگ سبز از بقیه رنگها قشنگ تره ! البته این نظر منه شاید بقیه نظری متفاوت داشته باشند !!!
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 14:53 موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مادر عزیزمان بر همگان تسلیت باد .
ای مادر عزیز و مهربانی که جانم به فدایت باد شما در دفاع از ولایت حق شهید شدید و از جان خود گذشتید و با تمام وجود به دفاع پرداختید ای مادر عزیز شما نیز از خدای تعالی بخواهید تا ما نیز در دفاع از ولایت حق یعنی ولایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف جان و مال مان را فداء کنیم و در موقع امتحان مانند آن افرادی نباشیم که امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا تنها گذاشتند و بخاطر جانشان دست دفاع از ولایت حق و حقیقت کشیدند . آیا واقعا اگر همین الان آقا و مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه تشریف بیاورند می توانیم از جانمان مانند آن بانو برای دفاع از ایشان بگذریم و همه چیزمان را فدای آن یوسف زهرا کنیم ؟!

« حضرت آیه الله سید حسن ابطحی »
بیایید از خدا بخواهیم که با تزکیه نفس و رسیدن به کمالات روحی مبادا در مواقع امتحان آن عملی را انجام دهیم که باعث رد شدنمان از امتحان و شرمندگی ما شود .
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 15:23 موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامی گرم خدمت همه سروران گرامی .
امروز می خواهم یکی دیگر از فعالیتهایی که پدر بزرگوارم حضرت آیه الله سید حسن ابطحی انجام داده بودند را به شما عزیزان معرفی کنم .
ایشان در طول چند سال و طی چند دوره سعی می کردند که به هر نحو ممکن به کسانیکه به ایشان برای مسئله تزکیه نفس مراجعه می کردند آنها را با قرآن مانوس کرده تا بیشتر با این اعجاز الهی آشنا گردند .
یکی از کارهایی که برای تحقق این هدف ایشان انجام دادند پخش جزوات قرآنی در بین دوستان بود. این کار طی چند دوره از اول قرآن تا آخر آن به این صورت که در هفته حدود بیست آیه با ترجمه آن که افراد موظف به خواندن آن بودند انجام می شد . طی دوره آخر این کار پدر بزرگوارم ترجمه قرآن را به اتمام رساندند که در مقدمه قرآنی که ایشان ترجمه کردند این مطلب ذکر گردیده است .

اما بعد از پایان این دوره ، دوره دیگری از ابتدا قرآن آغاز شد که علاوه بر اینکه این جزوات شامل آیات قرآن و ترجمه بود ، پدر بزرگوارم برداشتی نیز از این آیات می کردند که بسیار برای آشنا شدن افراد با مفاهیم و بطون آیات مفید و وادار کننده به تعمق و تدبر در آن آیات بود . البته در این سری از جزوات قرآن تنها آیات اخلاقی قرآن انتخاب می گردید و پخش می شد . بعد از مدتی که این کار شروع گردیده بود ایشان تصمیم گرفتند تا دوستان و بزرگوارانی که مشغول خواندن این جزوات در هر روز هفته هستند را وادار به این امر کنند که خود آن دوستان برداشتی از آیات قرآن داشته و به تدبر و تعمق در آیات قرآن بپردازند و بعد در هر هفته که جزوه ای جدید بدست افراد در سراسر ایران می رسید آن دوستان نیز برداشتهای خود را به دفتر قم پدر بزرگوارم ارسال کنند . این کار بسیار مفید با کمال جدیت انجام می شد و حتی یک روز که من به دفتر قم رفته بودم مشاهده می کردم که حجم زیادی از برداشتهای دوستان در آنجا توسط محققین مورد بررسی قرار می گیرد . پدر بزرگوارم می خواستند که برداشتهای افراد از آیات قرآن را بصورت کاملا دسته بندی شده و گلچین گردیده جمع آوری کنند و آنرا بصورت مجموعه ای در یک کتاب چاپ نمایند . این کار توسط تعدادی از محققین با جدیت انجام می شد و حتی یادم هست که یک جلد کتاب از هزاران برداشتی که افراد ارسال کرده بودند و تنها مربوط به آیات خاصی از قرآن بود آماده گردید تا با نام خود آن افراد چاپ گردد . اما در زمانی که جزوات قرآنی پدر بزرگوارم در این دوره به اواسط قرآن تقریبا رسیده بود با حمله ای که توسط حکومت به دفاتر معظم له گردید تمام آن هزاران برداشت و حتی آن کتابی که بسیار بر روی آن کار شده بود برده شد و دیگر بازنگردید .
البته در همان موقع که برداشتهای پدر بزرگوارم به اواسط قرآن رسیده بود بصورت یک جلد کتاب بنام وظایف سالک الی الله به چاپ رسید که پخش هم نشد و بعد ایشان این برداشتها را تا آخر قرآن ادامه دادند که بحمدالله به اتمام رسید .
حال برای اینکه دوستان محترم و عزیز بتوانند از این کتاب استفاده ببرند این کتاب را بصورت کامل به دو قالب جهت استفاده عزیزان درآورده ام .
یک : بصورت کتاب الکترونیکی با فرمت پی دی اف که معمولا با دو برنامه adobe reader و adobe acrobat باز میشود قابل استفاده است و حالت دیگر آن نیز به فرمت جاوا جهت استفاده در موبایل هایی که از این فرمت پشتیبانی می کنند درست گردیده است . لازم به ذکر است که این کتاب وظایف سالک الی الله که در اختیار شما عزیزان قرار می گیرد بطور کامل می باشد یعنی برداشتهای معظم له تا آخر قرآن .
در ضمن برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این کتاب مقدمه آنرا در قسمت ادامه مطلب قرار میدهم .

کتاب وظایف سالک الی الله
نویسنده : حضرت آیه الله سید حسن ابطحی
مخصوص کامپیوتر با فرمت پی دی اف ( pdf ) :
لینک دانلود : http://rezaabtahi.googlepages.com/vazayef.pdf
لینک دیگر دانلود : http://www.box.net/shared/d8812i6698
لینک دانلود : http://rezaabtahi.googlepages.com/VAZAYEFSALEK.jar
لینک دیگر دانلود : http://www.box.net/shared/9g47y4rm8s
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 ساعت 15:9 موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت همه دوستان و سرورانم پیشاپیش میلاد با سعادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امام جعفر صادق علیه السلام را تبریک عرض میکنم .
انشاالله بتوانیم با الگو قرار دادن این بزرگواران و پیشوایان دین به سعادت دنیا و آخرت نائل گردیم و از یاران با وفای مولا و امام زمان مان حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه شویم .
دوستان من یکی از فعالیتهایی که پدر بزرگوارم حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی در طول عمر شریفشان بسیار با جدیت انجام می دادند ترویج نام مبارک حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه و بالا بردن سطح معرفت مردم نسبت به آن وجود مقدس و رفع شبهات موجود بوده است .

این فعالیت ها در قالب های مختلفی انجام می شد که موارد بسیار متعددی دارد و برای نمونه برای شما به ذکر چند مورد اکتفا می کنم . ابتدا نام گذاری میدان و خیابان گوهرشاد مشهد به نام صاحب الزمان آن هم در وسط محله بهائیها در زمان رژیم شاهنشاهی که مشکلات بسیاری داشت . پاسخ به هزاران سئوال در خصوص حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه و رفع شبهات درباره این موضوع در بین جوانان و اقشار مختلف جامعه در کانون بحث و انتقاد دینی .
تالیف چند کتب بنام های مصلح غیبی . ملاقات با امام زمان . انوار صاحب الزمان و مصلح آخرالزمان که تاثیر بسیار زیادی در بین اقشار مختلف جامعه در داخل و خارج از کشور گذاشت که می توان به اعطاء دکترای افتخاری بخاطر کتاب مصلح غیبی ایشان اشاره کرد .
هزاران سخنرانی در محافل مختلف در خصوص این وجود مبارک که همه آن سخنرانی ها برای بالا بردن سطح معرفت اقشار مختلف جامعه نسبت به آن حضرت و اهداف آن بزرگوار بوده است .

شاید در این وبلاگ کوچک نتوان به همه فعالیتهایی که پدر بزرگوارم در این خصوص تا بحال انجام داده اند تا همه بدرستی امام زمانشان روحی فداه را بشناسند بطور اکمل اشاره کنم و مواردی را که نیز ذکر شد بسیار خلاصه و کوتاه بود.
اما دوست دارم برای شما عزیزان قسمت پایانی کتاب مصلح غیبی که شامل مناجات حضرت آیه الله سید حسن ابطحی با امام زمان روحی فداه است و محبت شدید ایشان را نسبت به آن خلیفه خدا بیان میدارد برایتان در اینجا بیاورم . امید است که مورد توجه قرار بگیرد .
کتاب مصلح غیبی
نویسنده : استاد سید حسن ابطحی
سؤال هفتادم:
اگر ما امام زمان عليهالسلام را بخواهيم در زمان غيبت زيارت كنيم و با آن حضرت مناجات نمائيم و عربى هم نمىدانيم، آيا مىتوانيم با زبان خودمان با او صحبت كنيم، بىادبى نيست؟ او را به غضب در نياوردهايم؟ اگر جواب مثبت است، پس ما بيچارگان چه كنيم؟ چگونه عشق و علاقهى خود را به زبان بياوريم؟
لطفا جواب دهيد.
پاسخ ما:
اين سؤال را وقتى خواندم، حالم منقلب شد نيمهى شب جمعه دهم ماه رمضان 1402 بود به حضرت بقيّهاللّه ارواحنا فداه متوسّل شدم كه آقا به قلمم مطالبى جارى كن كه در مناجاتت چيزى بنويسم تا هر كه بخواند، هم آشنا به صفات و اخلاق حميدهات گردد و هم حال توجّهى به مقام مقدّستان پيدا كند، شايد من هم از اين راه بهرههائى ببرم و در مقام قرب ارزش خاك كف كفش دوستانت را داشته باشم.
لذا آن شب اين جملات به قلمم جارى شد. اميد است مورد قبول آن وجود مقدّس واقع گردد و اين كتاب را هم با همين چند سطر مناجات عوامانه پايان مىدهم:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
سلام و درود بىشمار بر تو اى پاكترين بندگان خدا و اى محبوبترين انسانى كه در عالم وجود مىشناسيم.
پدر و مادر و جانم و هر چه دارم فداى خاك پايت باد.
اى كسى كه به بركت وجودت موجودات روزى مىخورند و زندهاند.
اى محبوبى كه دست گدائى تو، به درِ خانهى خدا دراز و دست همهى موجودات عالم هستى به درِ خانهى تو دراز است.
از خدا حيات، هستى، روزى و همه چيز ديگر مىگيرى و به ريزه خواران درگاهت تفضّل مىكنى.
اى مولائى كه در مهربانيتان همين بس كه عمويتان جعفر تائب را با آن همه اذيّتى كه بر شما وارد كرد بخشيديد و فرموديد: عمويم جعفر مثل برادران يوسف است، وقتى كه گفت: بر شما چيزى نيست. ما هم عفو و گذشت را از يوسف ارث بردهايم و ديگر به او جعفر كذّاب نگوئيد و او را جعفر تائب بناميد.
قربان كلام دلربايت.
صدها يوسف درس همه چيز را از مكتب شما آموخته و عفو را از درگاه جلال شما ياد گرفتهاند.
اى مهربانى كه دشمنانت به غلط تو را يك مقتدر خونريز معرّفى كرده و حال آنكه راضى نمىشوى بىجهت حتّى از بينى احدى خونى جارى شود.
اگر انبياء اولوالعزم را شما به چشم محبّت نگاه نكنيد از مقام قرب الهى دور مىشوند و اگر آنها به شما متوسّل نبودند، ارزش وجود نداشتند.
يا صاحب الزّمان، اگر چه ما با روح مقدّستان كه مانند نور خورشيد به همه جا احاطه دارد آشنائى داريم و به وصل شما نائليم امّا چه خوش است جمال ظاهرى شما را هم ببينيم و به صورتتان نظاره كنيم و سخن خدا را از آن دو لب پاك بشنويم.
اى قربان آن جمالى كه آنچه خوبان همه دارند، تو تنها دارى.
آيا كسى مىتواند آن قيافهى جذّاب را ببيند و دست از ترنج بشناسد و جان خود را فدا نكند؟
آيا كسى ممكن است متوجّه احاطهى نور پاك آن وجود مقدّس بشود و به غير او توجّه كند؟
تو مظهر خدائى.
تو آئينهى تمام نماى جلال و جمال الهى هستى.
اى محبوبى كه عاشقى مثل امام صادق عليهالسلام دارى كه آن امام بزرگوار و عزيز پروردگار زانوهاى غم را در فراقت در بغل مىگيرد و اشك مىريزد و وقتى كه از او سؤال مىكنند آيا حضرت قائم متولّد شده مىفرمايد: نه!
اگر من زمان او را درك مىكردم تمام ايّام عمرم خدمتگزارش بودم.[1]
يا صاحب الزّمان، شما آن محبوبى هستى كه وقتى سدير صيرفى و مفضّل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب بر امام صادق عليهالسلام وارد مىشوند مىبينند آن حضرت روى خاك نشسته مانند زن بچّه مرده با دلى سوخته اشك مىريزد و حزن و اندوه از وجناتش پيدا است، رنگ مباركش تغيير كرده، اشك دو طرف صورتش را پر كرده و بر روى دامنش ريخته و مىگويد: اى آقاى من درد فراقت قوّت را از من برده، آسايش را از من گرفته و زمين را بر من تنگ كرده و استراحت قلبى را از من سلب نموده است.
اى آقاى من مصيبتم به ناراحتيهاى هميشگى متّصل گشته، همه چيز را يكى پس از ديگرى از دست مىدهم و جز اشكى كه از چشمم جارى است و نالهاى كه از تمام زواياى دل مىكشم و ستمهائى كه مىبينم چيزى حس نمىكنم.
سدير مىگويد: از آن همه ناله و گريه كه امام صادق عليهالسلام در آن حالت داشت نزديك بود عقل از سرمان بپرد.
احتمال داديم كه براى آن حضرت ناراحتى كوبندهاى پيش آمده و يا از اوضاع زمان آن چنان ناراحت شده كه اين چنين اشك مىريزد.
گفتيم: اى فرزند بهترين خلق خدا، خدا چشم تو را نگرياند، از چه حادثهاى اين چنين گريانى؟ چرا اين گونه مانند باران اشك مىريزى؟
ناگهان امام صادق عليهالسلام آهى كشيد كه وجودش به حركت آمد و ناراحتيش فزونى يافت و فرمود: اى واى بر شما، امروز صبح به كتاب جفر، همان كتابى كه علم بلايا و منايا و علم آنچه بوده و آنچه خواهد بود، در آن هست و خدا آن را مختصّ محمّد و آل محمّد صلىاللهعليهوآله قرار داده، نگاه مىكردم.
در قسمت تاريخ تولّد حضرت قائممان تأمّل مىنمودم و چندى گذشتن زمان غيبت و طول عمر او را ملاحظه مىكردم و بلاهائى كه بر مؤمنين در آن زمان وارد مىشود و ترديدى كه از طول غيبت آن حضرت در دل آنها وارد مىگردد كه اكثر آنها از دين بر مىگردند و شانه از زير بار اسلام و ولايت ما خالى مىكنند مىديدم. دلم سوخت و حزن بر من مستولى شد (تا پايان حديث كه طولانى است).
يا صاحب الزّمان، شما همان عزيزى هستى كه تمام انبياء و اولياء انتظار ملاقاتت را داشته و همهى آنها خود را مقدّمهى ظهور شما مىدانستهاند.
انبياء و ملائكه به محبّت شما اى فرزند بهترين خلق خدا، به خدا نزديك مىشدند و از نور پاكت براى كمالاتشان كمك مىگرفتند.
روزى اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليهالسلام اشاره به حضرت حسين بن على عليهالسلام كرد و فرمود: اين پسرم كه آقا است و جدّش او را آقا ناميده از صلبش مردى همنام پيغمبرتان بيرون مىآيد در وقتى كه مردم غافلاند و حقّ را كشتهاند و ظلم و جور ظاهر شده، او (يعنى حضرت قائم ارواحنا فداه) خروج مىكند و اهل آسمانها و ساكنين آنها به خروجش خوشحال مىشوند.
اى جان به قربانت، بر ما سخت است كه همه را ببينيم و شما را نبينيم.
اى جان به فدايت كه ديده نمىشوى ولى از ميان ما بيرون نيستى.
اى جان به قربان آن پاك سرشتى كه همه به او محتاجاند و او تنها به خدا محتاج است.
آيا راهى هست كه روزى همنشينت گرديم و آن جمال با كمالت را مشاهده نمائيم؟!
آيا راهى هست كه در هر كجا كه اقامت دارى ما هم به عنوان كلب آستانت اقامت كنيم و از فيض حضورت بهره برداريم؟
آيا مىشود نام ما را در طومار دوستانت بنويسى و اين افتخار را به ما بدهى و ما را تا ابد سرافراز نمائى؟!
آيا مىشود روزى پرتوى از خورشيد جمالت در كلبهى محقّر ما بتابد كه؛
ز در درآ و شبستان ما منوّر كن
هواى مجلس روحانيان معطّر كن
آيا ممكن است لحظهاى گوشهى چشمى به ما كنى كه:
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
آيا شود كه گوشهى چشمى به ما كنند
اى دوازدهمين جانشين پيغمبر اكرم و اى يازدهمين فرزند على بن ابيطالب عليهماالسلام.
ما محبّت تو را با شير از مادر گرفته و در دامن پدرى كه هميشه به ياد تو بوده پرورش يافتهايم.
آيا ممكن است مانند على بن مهزيار، مانند علاّمهى حلّى يا لااقل مانند آن مرد يهودى و مانند آن شخص سنّى، ايّامى، ساعتهائى يا لااقل چند دقيقهاى ما را موفّق به مجالستت كنى و از نعمت ديدارت بهرهمندمان نمائى؟
اگر به لياقت ما باشد، چه كسى جز آباء و اجداد بزرگوارت اين لياقت را دارند كه با تو همنشين باشد و اگر به لطف و كرم شما باشد، قادرى، مىتوانى حتّى به سنگى اين لياقت را بدهى و او را لايق محضر مباركت نمائى.
عبداللّه بن ابى يعفور مىگويد كه امام صادق عليهالسلام فرمود: معجزهاى از معجزات انبياء و اوصياء وجود ندارد مگر آنكه خداى تعالى مثل آن را در اختيار حضرت مهدى قائم ما قرار داده است.
پس لياقت عنايت كن و لو از طريق معجزه باشد و ما را از محضر پر بركتت مستفيض فرما.
اى محبوبى كه براى نجات بشريّت صدها سال در زندان دنيا ماندهاى و با مردمان مستضعف دنيا هم دردى مىكنى، تو خود از خدا فرجت را بخواه و سر بر سجده در مسجد سهله بگذار و آيهى: «امّن يجيب» را بخوان كه دعاى تو مستجاب است.
اى ولىّ خدا كه خدا به وجودت افتخار مىكند و بر ملائكه مباهات مىنمايد، ما را از مهالك زمان غيبت و گرفتاريها و امتحانات سخت آخرالزّمان حفظ كن و هيچگاه و حتّى لحظهاى دست ما را رها نفرما.
خدايا قلب مقدّس آن عزيز عزيزان را به ما مهربان كن و عفو و كرمش را شامل حال ما فرما.
خدايا تو او را يارى كن.
خدايا تو او را از همهى بلاها حفظ كن.
خدايا نگذار آنى در قلب مقدّسش كمترين حزن و اندوهى راه پيدا كند و هميشه او را از ما راضى نگهدار.
والسّلام عليك و رحمهاللّه و بركاته
اللّهمّ صلّ و سلم وزد و بارك على صاحب الدعوة النبوية والصولة الحيدرية والعصمة الفاطمية و الحلم الحنية و الشجاعة الحسينية و العبادة السجادية و المآثر الباقرية و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الرضوية و الجود التقوية و النقاوه النقوية و الهيبة العسكرية و الغبية الالهية القائم بالحقّ و الداعى الى الصدق كلمة اللّه و امان اللّه و حجّهاللّه القائم بامراللّه المقسط لدين اللّه الغائب بامراللّه و الذّاب عن حرم اللّه امام السّر و العلن دافع الكرب و المحن صاحب الجود و المنن الامام بالحقّ ابىالقاسم صاحب العصر و الزّمان و خليفة الرّحمان و مظهر الايمان و قاطع البرهان و شريك القرآن و سيّد الانس و الجان صلوات اللّه و سلامه عليه.
الصلوة و السّلام عليك يا وصى الحسن و الخلف الصالح ايّها القائم المنتظر المهدى يابن رسول اللّه يا حجّهاللّه على خلقه يا سيّدنا و مولانا انّا توجّهنا و استشفعنا و توسّلنا بك الى اللّه و قدّمناك بين يدى حاجاتنا يا وجيها عنداللّه اشفع لنا عنداللّه.
[1] ــ بحارالانوار جلد 51 چاپ تهران صفحهى 148. «سئل ابوعبداللّه عليهالسلام : هل ولد القائم قال لا و لو ادركته لخدمته ايّام حياتى».
در پایان از خدا می خواهیم که ما را جزو محبین واقعی آقا امام زمان روحی فداه قرار دهد و همیشه خدمتگذار خوب و با وفایی برای ایشان باشیم .
آمین
کتاب مصلح غیبی نویسنده : آیه الله استاد سید حسن ابطحی مخصوص موبایل با فرمت jar ( نسخه جدید 0.9.5) لینک دانلود : http://www.box.net/shared/qbl5h9og0k لینک دانلود : http://rezaabtahi.googlepages.com/MOSLEHQAYBI.jar
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 17:23 موضوع | لينک ثابت
منوي وبلاگ
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحيم
من سيد رضا ابطحي هستم و در سال 1368 در مشهد مقدس متولد شدم . و هم اكنون مشغول تحصيل علوم حوزوي نيز مي باشم .
انشاالله با ايمان و تقوي و ظرفيت بالائي به سوي خداوند عزيز حركت خواهم كرد و اميدوارم در اين راه از صراط مستقيم دين خارج نشوم و به دعاي همه شما دوستان عزيز نيازمندم .
اللهم عجل لوليك الفرج
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
هدف از ایجاد این وبلاگ
ادعای ارتباط با امام زمان روحی فداه
تبعيد
عکسی جدید از حضرت آیه الله سید حسن ابطحی
عکسی جدید
نامه
تغییرات
یقین
نهم ربیع الاول
روز تولد
مصاحبه
فعلا عکس بجای مطلب
استوار همچون كوه
بیایید برای استادمان زینت باشیم
بیداری یا خواب ؟
پنجاه و یکمین سالگرد ارتحال مرحوم حاج ملا آقاجان
بعثت خاتم الانبياء
تقدیم به استاد عزیزم
درگذشت جناب حاج آقاي لطيفي
کامپیوتر
نیمه شعبان مبارک باد
در دومین سال
شبهای احیاء
عید فطر و شجاعت
شعار عدالت
معرفی سایت
دوستان
سایت حضرت آیه الله ابطحی
بشری ( رهنما )
سید محمد علی ابطحی
سید تقی ابطحی
سید علی ابطحی
سید امیر حسین ابطحی
وبلاگ دهليز
سید محسن علوی
سید محمد علی طباطبایی
سایت عصر ظهور
یکی از شاگردان حضرت آیه الله ابطحی
بيان حقيقت
عبد الزهرا
حكمت ناب
اسوه
بوي يار
حيات طيبه
مردي از بهشت
در خصوص حضرت بقية الله
به ياد عهدمان
طريق عشق
ما الحقیقه ؟!!!
وظايف سالك الي الله
بوستان فرهنگي آل ياسين
مظلومان
در محضر استاد
يا فاطمه زهرا
آنچه آموختم ز استادم....
مذكِّر
هیئت عزاداران حضرت زهرا
دست نوشته
اين معز الاوليا و مذل الاعداء
در انتظار زيبايي
ارزش پاکی
پروانه سوخته
تصاویر راهی بی انتها
راه نور
سپاه مهدی
پرواز تا بی نهایت
منتظر
غذای روح
پرواز روح
سید حسن ابطحی چه میگفت ؟
معارف حقه
الکوثر
حقیقت نا گفته
عالم ماوراء
طوطی صفت
نهر كوثر
طالب ( پسر عمه )
تا کی ؟
آخر الزمان
غدیر سبز
کتابخانه شخصی حضرت آیه الله ابطحی
بسم رب المهدی
نوشته های من
تصاویر
بهترینها
عصمت
خدای تعالی را دوست دارم
من و شما
راهی به سوی نور
کتابخانه الکترونیکی استاد سید حسن ابطحی ( java / pdf )
تو اگر بنشینی من اگر بنشینم که بر خیزد
نان و کتاب
راه فاطمه علیها السلام
سوال از شما پاسخ از ما
خورشید مکه
گنجینه حکمت
بسوی بهشت
سید حسن ابطحی کیست ؟
معرفت
احسن القصص
خطر! ورود به یک سایت غیر مجاز
راه رستگاري
تا كي فاصله
هرچه با حجاب تر نایاب تر
وعده حتمی
کلام نور
رد پای نور
صراط مستقیم
l
راهي بي انتهاء
پيوندهاي روزانه
کتاب پاسخ به سوالات نبوت مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به سوالات توحید مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 2 مخصوص کامپیوتر
کتاب در محضر استاد جلد 1 مخصوص کامپیوتر
کتاب پرواز روح برای کامپیوتر با پسوند پی دی اف
کتاب دو مقاله برای کامپیوتر با پسوند پی دی اف
کتاب توضیح آیات قرآن کریم مخصوص موبایل
کتاب عوامل پیشرفت مخصوص موبایل
کتاب دو مقاله مخصوص موبایل
کتاب اتحاد دوستی مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 2 مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 1 مخصوص موبایل
کتاب انوار صاحب الزمان مخصوص موبایل
کتاب امیرالمومنین مخصوص موبایل
کتاب انوار زهرا مخصوص موبایل
کتاب امام مجتبی مخصوص موبایل
کتاب حل مشکلات دینی مخصوص موبایل
کتاب جواب مسائل دینی مخصوص موبایل
کتاب ملاقات با امام زمان مخصوص موبایل
کتاب مصلح آخرالزمان مخصوص موبایل
کتاب مصلح غیبی مخصوص موبایل
کتاب پروازروح مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به مشکلات جوانان مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به 77 مشکل دینی مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به سئوالات فلسفی مخصوص موبایل
کتاب پاسخ ما مخصوص موبایل
کتاب رسول اکرم مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 1 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 2 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 3 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 4 مخصوص موبایل
کتاب شبهای مکه مخصوص موبایل
کتاب سوال شما پاسخ ما مخصوص موبایل
کتاب عالم عجیب ارواح مخصوص موبایل
آخرين نوشته ها
نیمه شعبان
برادرم و حقیقت پشت پرده
تولد امام جواد علیه السلام
28 خرداد و بازداشت برادر عزیزم
رنگ سبز
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت
وظایف سالک الی الله
ترویج نام مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
قرآن و ترجمه
فوت دوست عزیز جناب اقای موسی پور
نوشته هاي پيشين
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
ساير امکانات
^ بالاي صفحه ^