با سلام

اول از همه خواستم در مورد تهمت هایی که به پدر بزرگوارم حضرت آیه الله ابطحی در سایتها و روزنامه ها زده اند صحبتی بکنم .

بله اولین تهمتی که در ذهن همه ما از قول این سایتها یا روزنامه ها بوجود می آید ادعای ارتباط با امام زمان ارواحنا فداه است .

الله اکبر

من یکی که در طول عمرم چنین سخنی را از ایشان نشنیده و ندیده ام و حتی شما در هیچ کتاب و یا سخنرانی نخواهید یافت که ایشان چنین حرفی را زده باشند .

حالا بنظر شما این سایتها و یا روزنامه ها با چه سند و یا دلیلی این مطالب را گفته اند ؟  

احتمالات خیلی زیادی می رود !  

باید از سایتهایی مانند نوسازی و  انصار نیوز و بازتاب و غیره و آن دسته از سایتهایی که فقط ناقل این شایعات بوده اند مانند سونی کارت بیست و ....  پرسید که آیا این درست است که به شخصی تهمت بزنیم و او را به دروغ به مردم معرفی سازیم ؟ آیا این حق مردم ما است كه چنين اخبار دروغي را بشنوند و آیا این کار ظلم در قبال آن شخص و مردم ما نیست ؟

این سوالات را باید چه کسانی پاسخ بدهند و چرا ما مسلمانان به خودمان باید اجازه بدهیم که بدون سند و دلیل به دیگران اینگونه تهمتها را بزنیم ؟ 

من تصمیم دارم که در این پست از وبلاگم نظر حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی در خصوص ملاقات با حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه که در دو کتاب ایشان به نام های ملاقات با امام زمان ارواحنا فداه و مصلح غیبی موجود است را در اینجا قرار بدهم و امیدوارم آنهایی که توسط این اخبار کذب به فکر و گمان اشتباه رفته اند تجدید نظر نمایند . انشاالله

ایشان در پیشگفتار کتاب ملاقات با امام زمان روحی فداه می فرمایند :

پيشگفتار

مـن نـمـى دانـم آنـهـائى كـه مـى گـويند:
در زمان غيبت نمى توان خدمت امام زمان (عليه السّلام ) رسيد، يا او را ديد، چه دليلى دارند؟! چـرا بـايـد كـسى كه در دنيا زنده است و در بدن مادّى است و داراى گوشت و پوست و استخوان است و در ميان مردم زندگى مى كند، ديده نشود؟! آيا اين همه از شيعيان و علماء بزرگ و اولياء خدا، كه آن حضرت را ديده اند، همه دروغ گفته اند و همه را بايد تكذيب كرد؟! آيـا آنـهـائى كـه مـى گـويـنـد:
آن حـضـرت ديده نمى شود، مى دانند كه وقتى اين ادّعاء بدون دليل را شايع كردند، چه خدمتى به دشمنان آن حضرت نموده اند؟! آيـا آنـهـا مـى دانـنـد، كـه اگـر مـردم مـسـلمـان در ديـدن آن حضرت به ترديد افتادند، يكى از دلائل بسيار محكم و قاطع در اثبات وجود مقدّس آن حضرت را از دست داده اند؟! بـعـضـى مـى گـويند:
در روايات آمده ، كه بايد مدّعيان ملاقات با آن حضرت را تكذيب نمود، بايد از آنها سؤ ال كرد كه :
اين روايات در كجا است ؟ چرا ما آنها را نديده ايم ؟! مـن آنـچـه تـحـقـيـق كـرده ام ، جـز يـك روايـت ، بـه مـضـمـونـى كـه در زيـر نـقـل مـى شـود، در كـتـب احـاديـث بـيـشـتـر وجـود نـدارد، آن هـم مـعـنـايـش ايـن نـيـست كه اين دسته خيال كرده اند.

مـن در ايـنـجـا اصـل روايـت را بـا آنـكـه در كـتـاب "مـصـلح غـيـبـى " آن را نـقـل كرده ام و معنايش ‍ را گفته ام باز هم در اينجا يادآور مى شوم ، تا دوستان نادان و دشمنان دانا نتوانند از اين مقوله حرف بزنند.

ايـن روايـت و ايـن تـوقـيع مقدّس ، در وقتى كه جناب "على بن محمّد سمرى " چهارمين نايب خاصّ حـضـرت "بـقـيـّة اللّه " ارواحنا فداه ، مى خواست از دنيا برود، از جانب آن حضرت وارد شد كه اصل توقيع اين است :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم "يا على بن محمّد السّمرى اسمع اعظم اللّه اجر اخوانك فيك " فانّك ميّت ما بينك و بين ستّة ايّام فـاجـمـع امـرك و لاتوص الى احد فيقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبة التّامة فلاظهور الاّ بـعـد اذن اللّه تـعـالى ذكـره و ذلك بـعـد طـول الامـد و قـسـوة القـلوب وامـتلاء الارض جوراً، و سـيـاءتـى شـيـعـتـى مـن يـدّعـى المـشـاهـدة الا فـمـن ادّعـى المـشـاهـدة قـبـل خـروج السـّفـيـانـى و الصـّيـحـة فـهـو كـذّاب مـفـتـر و لاحول و لاقوّة الاّ باللّه العلىّ العظيم ...
((1))

ترجمه :
به نام خداوند بخشنده مهربان "اى "على بن محمّد سمرى !" گوشت را باز كن و كلامم را بشنو خدا اجر برادران شيعه تو را، در مـصـيـبـت تـو زيـاد گـرداند، تو تا شش روز ديگر خواهى مُرد، كارهايت را جمع كن و مساءله وكـالت و جـانـشـيـنـى را به كسى وصيّت نكن . زيرا غيبت كبرى واقع شده و ظهورى نيست مگر بعد از آنكه خدا اذن دهد و اين اذن خدا، بعد از مدّتهاى طولانى و سخت شدن دلها و پر شدن زمين از ظلم و جور است .

و جـمـعى از شيعيان مى آيند و مدّعى مشاهده و ارتباط با ما را مى شوند، آگاه باش ! كه هر كس ادّعـاى مـشـاهـده را قـبـل از خـروج سفيانى و صيحه آسمانى بكند، دروغگو و افتراءزننده است و حول و قوّه اى نيست مگر متعلّق به خداى علىّ عظيم ...".

شش روز بعد، نيمه شعبان بود، شيعيانى كه توقيع و نامه شريف آن حضرت را ديده بودند، بـه خـانـه "عـلى بـن مـحـمـّد سـمـرى " رفـتـنـد، وى را در حال جان كندن ديدند و او پس ‍ از چند لحظه از دنيا رفت ... . خدا رحمتش كند.

شـمـا اى اهل انصاف ! به مضمون اين توقيع مبارك و موقعيّتى كه ورود اين توقيع دارد توجّه كـنـيـد، آيـا جـمـله "الاّ فـمـن ادّعى المشاهدة " يعنى :
آگاه باشيد، كسى كه ادّعاى مشاهده امام زمان (عـليـه السـّلام ) را بـكـند، بر غير از ادّعاء نيابت خاصّه اى كه نوّاب اربعه داشته اند دلالت دارد؟ آيـا از مـلاقـاتـهـاى اتّفاقى و يا در اثر توسّلات كه بسيار اتّفاق افتاده و ملاقات كننده ، ادّعائى ندارد، منصرف نيست ؟ پس چرا باز هم ، حتّى از بعضى اهل علم شنيده مى شود، كه آنها مى گويند:
در زمان غيبت كبرى ، نمى توان خدمت امام زمان (عليه السّلام ) رسيد و او را ملاقات كرد؟! مرحوم حاجى نورى در "نجم الثّاقب " نقل مى كند كه :
عـلاّمـه بـا ورع و بـا تـقوى مرحوم آخوند "ملاّ زين العابدين سلماسى " كه يكى از شاگردان مرحوم "سيّد بحرالعلوم " است فرمود:
"مـن در مـحـضـر درس "سـيـّد بـحـرالعـلوم " بـودم ، كـه شـخـصـى سـؤ ال كـرد:
آيـا امـكـان دارد، كـسـى در زمـان غـيـبت كبرى ، حضرت صاحب الزّمان (عليه السّلام ) را بـبـيـنـد؟ "سـيـّد بحرالعلوم " به او جواب نداد ولى من نزديك او نشسته بودم ، ديدم سرش را پـائيـن انـداخـتـه و آهـسـتـه مـى گـويـد:
چـه بـگـويـم ؛ در جـواب او و حال آنكه آن حضرت مرا در بغل گرفته و به سينه خود چسبانده است ".

من به منظور آنكه ، بيهوده بودن اين ادّعاى غلط، يعنى :
ممتنع بودن ملاقات با امام زمان (عليه السّلام ) را ثابت كنم ! و بـه منظور آنكه دليلى بر اثبات وجود مقدّس حضرت بقيّة اللّه ارواحنا فداه از اين راه اقامه نمايم .

و بـه مـنـظـور آنـكـه ، دلهـاى شـمـا خوانندگان محترم را، روشن كنم و شما را اميدوار به لقاء حـضـرت "ولىّ عصر" ارواحنا فداه نمايم ، تنها به جرياناتى كه از نظر خودم قطعى است و يـقـيـن بـه واقـعـيـّتـش دارم ، از مـيـان هـزارهـا تـشـرّف و مـلاقـات ، بـه آنـچـه نـقـل مـى شـود، اكـتـفـا مـى كـنـم و امـيـدوارم در مـجـمـوع كـتـابـهـائى كـه نـوشـتـه ام لااقل اين كتاب ، مقبول درگاه حضرت "بقيّة اللّه " ارواحنا فداه واقع گردد.

1- بحارالانوار جلد 52 صفحه 151 و جلد 53 صفحه 318.

و همچنین در کتاب مصلح غیبی در پاسخ به سوالی می فرمایند :

"سؤ ال بيست و دوّم "

آيا ملاقات با امام زمان ( عليه السّلام ) تابع چه شرائطى است و آيا براى همگان ميسّر است ؟ پـاسـخ مـا:
ايـن مـسـاءله خيلى مهم است ، در زمان غيبت صغرى خود امام عصر ( عليه السّلام ) يك راهـى بـراى مـلاقـات افـراد خـاصـّى كه همان چهار نايب خاص آن حضرت و بعضى از خوبان بـوده انـد، بـاز فـرمـوده بود، براى اينكه مردم يك دفعه در تاريكى مطلق غيبت فرو نروند، بلكه بايد خودشان را آماده براى غيبت كبرى بكنند. امّا وقتى كه غيبت كبرى شروع شد، شروع غـيـبـت كبرى با اين عبارت بود، كه بعد از اين جريان هر كس ادّعاى مشاهده بكند، افترا زننده و كذّاب است ، ادّعاى مشاهده يعنى يك نفر پيدا بشود بگويد من اجازه دارم كه هر وقت بخواهم خدمت امـام زمـان ( عـليـه السـّلام ) بـرسـم ، سـؤ الاتـم را بـپرسم و جواب يا براى خودم يا براى ديگرى بگيرم . اگر كسى يك چنين ادّعائى كرد، شما بدانيد كه اين شخص ‍ مطلقا دروغگو است ، به جهت اينكه بابيّت ديگر قطع شده است ، ارتباط و ملاقات خصوصى كه در اختيار شخص بـاشـد، بـا امـام زمـان ( عـليـه السـّلام ) ديـگـر نيست ، البتّه خود حضرت هر كس را كه صلاح بـدانـنـد بـه او مـلاقـات مـى دهـنـد ولى ايـن طـور نـيـسـت كـه هـر كـسـى هـر چـه هـم اهـل تـقـوى بـاشـد بـا يـك كـارى مـثـلا چـهـل شـب جـمـعـه بـه مـسـجـد جـمـكـران بـرود يـا چـهـل شـب چـهـارشـنـبه به مسجد سهله برود و حضرت را ملاقات كند. اگر بنا بود كه با اين اعـمـال كـسى موفّق بشود. بالاخره راهى باز مى شد و همه اين كار را مى كردند و ظهور انجام مى شد و مردم آن حضرت را از غيبت كبرى بيرون مى آوردند بنابراين ملاقاتهائى كه انجام مى شـود تـفـضـّلاتى است كه حضرت مى كند حالا يك نفر روى صافى و پاكى خودش فكر كرده كـه اگـر ايـن ريـاضـت را بـكشد، بيشتر احتمال دارد كه خدمت حضرت برسد، حضرت هم اظهار لطـفى مى كنند، نمى شود كه اين يك برنامه عمومى باشد و بلكه برنامه يك شخص خاصّى هـم نـمـى تـوانـد بـاشـد، حـضـرت بـقيّة اللّه به هر كه صلاح بداند ملاقات مى دهد، تا به حال آنچه هم ملاقات با حضرت انجام شده همين طورى بوده است .

پس اين سؤ ال كه ما چه كنيم تا خدمت حضرت برسيم ؟ اصلا غلط است ، هيچ كارى نمى توان كـرد چون راه بسته است ، مسدود است ، فرمود:
"فمن الدّعا المشاهدة فهو مفتر كذّاب " امّا ملاقات افـراد بـا امـام زمـان كـه اخـتـيـار كـار در دسـت حضرت باشد، شايد براى بعضى چندين بار اتـّفـاق بـيـفتد مثل سيّد بحرالعلوم يا سيّد بن طاووس كه اين موفّقيّت را داشتند، پس ملاقات بـا خـواسـت حـضـرت مـيسّر است و به هيچ وجه با اختيار ما ميسّر نيست ، در رواياتى هم كه هست كـسـى كـه ادّعـاى رؤ يـت بـكـنـد كذّاب است ، منظور اين است كه با اختيار خودش ادّعاى ملاقات و مشاهده بكند.

حال با وجود این نظرات که هم اکنون در این دو کتاب موجود است و علاوه بر آن در سخنرانی ها می توان آنها را یافت این سوال پیش نمی آید که شما ای کسانیکه به دروغ مطلبی را می گویید و هیچ سند و یا دلیلی برای آن نمی آورید آیا این کار از نظر اسلام اگر مسلمان هستید درست است یا خیر ؟ و آیا جزای این کار چیست ؟  


 

نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 23:43 موضوع ادعای ارتباط با امام زمان روحی فداه | لينک ثابت