بسم الله الرحمن الرحیم

امروز 28 خرداد است و شاید شما سئوال کنید خوب مگر چه روزی است ؟

 چنین روزی در دو سال قبل در منزل مان بودیم  و آقاجان ( حضرت آیه الله سید حسن ابطحی ) خواب بودند. ساعت سه و نیم بعد از ظهر بود. اخوی گرام آقا تقی در حیاط مشغول صحبت با تلفن بود و من هم در حیاط کنار پله ها ایستاده بودم که ناگهان نگاهم به طرف در حیاط جلب شد . سایه چند نفر از پشت در دیده می شد که تازه گویا رسیده اند . ناگهان صدای زنگ آیفون شنیده شد و من بخاطر اینکه آقاجان از خواب بیدار نشوند به طرف در دویدم تا در را باز کنم و ببینم که چه کسی است که این موقع در می زند !!!

در را که باز کردم به سرعت چند نفر مرد و یک زن به داخل خانه وارد شدند و من را هم نزدیک در نگه داشتند بقیه افراد به سرعت به طرف در خانه می دویدند و برادرم که وسط حیاط داشت با تلفن همراه صحبت می کرد با دیدن این صحنه سعی کرد که مانع رسیدن این اشخاص به در منزل با این حالت وحشیانه بشود . اما فایده نداشت و تعداد آنها زیاد بود و آنها بدون توجه به اینکه زنی در خانه ممکن است باشد می خواستند وارد شوند. بالاخره با آمدن آقاجان به در منزل آنها وارد خانه شدند . از اینجا به بعد من در حیاط بودم و سه الی چهار نفر هم در حیاط ایستاده بودند و نمی گذاشتند که من به داخل بروم . خلاصه بعد از کلی مصیبت و خواهش به داخل منزل رفتم . در آنجا صحنه های عجیبی می دیدم که اصلا برایم باور کردنی نبود . یک لحظه فکر کردم که شاید در یک مملکت غیر اسلامی زندگی می کنم .

خلاصه این چند نفر در کل خانه همه جا را می گشتند و معلوم نبود که دنبال چه چیزی می گردند . چند نفر مواظب آقاجان در پذیرایی بودند و بقیه هم طبقات را بالا و پایین می کردند و دنبال چیزهایی که در ذهن خود ساخته بودند می گشتند . بعد از حدود نیم ساعت اوضاع در منزل از آن حالت پر تشنج و اضطراب زا به حالت ملایم تری تبدیل شد و ما هم در کنار آقاجان در پذیرایی نشسته بودیم . یکی از این افراد که فیلمبردار این گروه بود به آقاجان گفت : من کتاب پروازروح شما را مطالعه کرده ام و بر سر قبر مرحوم حاج ملاآقاجان نیز در زنجان رفته ام همانجا پدرم به آن شخص فرمودند آیا این کتاب ایرادی داشت ؟ آن فرد هم هیچ جوابی نداد و سکوت کرد . بالاخره کم کم وسایلی را که می خواستند ببرند در پذیرایی جمع کردند . یک لحظه دیدم آن فیلمبردار قرآن آقاجان را در دست گرفته و صفحه ای از  آن را دارد مطالعه میکند و به دوست کناریش اشاره می کند به آن صفحه از قرآن نگاه کند در همانجا پدر بزرگوارم به آن شخص گفتند : چیه چه چیزی شده و آن شخص گفت هیچی حاج آقا داشتم به قرآن تفال می زدم . من در آن لحظه خیلی دوست داشتم بدانم که چه آیه ای برای آن شخص از قرآن آمده که آن فرد از تعجب به فرد کناریش آن را نشان می دهد . بالاخره کار تمام شد و همه آماده رفتن شدند و اقاجان را نیز با اصرار آماده رفتن کردند حال به کجا ؟ معلوم نبود البته یکسری دروغ می گفتند که ما همین الان بر میگردیم دو ساعت بیشتر طول نمی کشد و از این مسائل و بالاخره با این اکاذیب اقاجان را راضی کرده بودند و بعد هم آماده شدند و همگی دور ایشان به سمت در حیاط می رفتند و بالاخره از در بیرون رفته و با اخوی یعنی آقا تقی سوار ماشین شده و ... .

هدف من از بیان این ماجرا اولا این بود که چه اتفاقی در 28 خرداد سال 1385 افتاده است و ثانیا مقدمه ای بر مطلب اصلی اینجانب که شرح اینکه چه منافعی قبل از این اتفاق نصیب جامعه اسلامی ما می شد و بعد از این اتفاق چه زیان هایی به این جامعه وارد دارد می شود باشد .

برای آنهائی که نمی دانند و در جلسات حضرت آیه الله سید حسن ابطحی شرکت نکرده بودند و اطلاعی از آن جلسات ندارند عرض می کنم که حقیقتا ایشان از ریشه افراد را اصلاح و با بیان دلیل منطق آنان را با اسلام حقیقی آشنا می کردند نه با زور که هم اکنون در جامعه شاهد آن هستیم و می بینیم که با اجبار می خواهند چادر سر ملت بکنند و به اصطلاح خودشان مردم را از بی حجابی منع نمایند که بدانند این کار جز نتیجه عکس و بد تر شدن آن هیچ نتیجه ای نخواهد داشت زیرا  « الانسان حریص علی ما منع »

خیلی از این افراد یعنی شاگردان حضرت ایه الله سید حسن ابطحی قبل از آشنایی با تزکیه نفس در غفلت بودند و به هیچ وجه یا بطور کامل دین اسلام را نمی شناختند و حتی در بعضی موارد ضد دین بودند .

اما بعد از اینکه از طریق مطالعه کتاب های استاد سید حسن ابطحی از خواب غفلت بیدار گشتند به اسلام واقعی روی آوردند و با شرکت در جلسات معظم له آنرا بطور کامل شناختند . و بعد افراد با قدم گذاشتن در مراحل تزکیه نفس بطور جدی و حقیقی ( که شرح مفصل این مراحل در چهار جلد کتاب سیر الی الله نوشته شده است ) در راه رسیدن به رستگاری و فوز عظیم قرار می گرفتند . این چند هزار نفر هر هفته مرتب آیاتی را در طی چند سال می خواندند و همه با ایات قرآن و معنی و مفهوم آن آشنا و تقریبا حفظ می شدند . حداقل کاری که این برنامه ها انجام می داد این بود که هرکه با آن آشنا می شد کوچکترین گناه انجام نمی داد و هیچ ترک واجبی را نمی گفت . سمینار هایی برگزار می شد و افراد مقاله های خود را ارائه می دادند و نتیجه هایی که از این مراحل تزکیه نفس گرفته اند را در این سمینارها مطرح می نمودند . هر هفته روزهای جمعه جلسه برگزار می شد و حضرت آیه الله سید حسن ابطحی سخنرانی می کردند و از مطالب و حقایق آیاتی که در همان هفته شاگردان آنرا مطالعه نموده بودند را بیان می کردند ایشان در سی جلسه درس اعتقادی داده بودند که همگی برگرفته از آیات و روایات بود.

شاید در این وبلاگ کوچک نتوان همه آن برنامه ها را بیان نمود و حتی به زبان جاری ساخت .

 

اما همه این برنامه ها قبل از 28 خرداد سال 1385 بود !!

بله دوستان بعد از 28 خرداد همه این برنامه ها متوقف شد و این چند هزار نفر که با اسلام و راه رسیدن به هدف آن یعنی رسیدن به مقام خلیفه اللهی آشنا شده بودند را از استادشان محروم ساختند اما دشمنان دین بدانند که این راه الی الابد ادامه خواهد داشت و هیچگاه به پایان نخواهد رسید .

اینان مانع چاپ کتابهای استاد سید حسن ابطحی شدند و حتی کتاب هایی را که در انبارها نگهداری می شد خمیر کردند و معلوم نیست هدف این افراد چه چیزی است . کتابهایی که جز آیات و روایات و بیان نمودن حقیقت اسلام چیزی نداشت . حتی اینان مجوز خودشان را نیز قبول ندارند به عنوان مثال کتاب پروازروح که قریب به چهل مرتبه تجدید چاپ شده و هر چهل مرتبه از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی مجوز گرفته بود اما چطور می شود که یک مرتبه این کتاب اکاذیب می گردد و مولف آن را ناشر اکاذیب عنوان می کنند . آیا آیات و روایات اکاذیب است ؟!!!

بعد از این روز همچون قبل اما با شدت بیشتر به حضرت آیه الله سید حسن ابطحی تهمت های فراوانی از طرف دشمنان دین وارد گشت از قبیل اینکه ایشان مدعی ارتباط با امام زمان هستند و یا ایشان رئیس انجمن حجتیه بوده اند و کتاب های ایشان خطرناک و اکاذیب است و دروغ های متفاوت دیگر .

و متاسفانه عده ای افراد ساده و زودباور نیز تحت تاثیر این تبلیغات واقع می شوند و بدون تحقیق این تهمت ها را نشر می دهند . یقین بدانید روز قیامتی هست و از شما سئوال می شود که ای کسی که به این شخص تهمت و دروغ بستی و گفتی که ایشان ادعای ارتباط با امام زمان را دارد تو آیا با گوش های خودت شنیدی که ایشان چنین ادعایی را کردند یا نقل قول از عده ای افراد منافق کور دل حسود کرده بودی .  

من از خوانندگان ارجمند می خواهم که در طول زندگی بدون تحقیق و شنیدن حرف متهم هیچ وقت حرفی را باور نکنند و با مطالعه کتب حضرت آیه الله سید حسن ابطحی یقین بدانند که به حقیقت دنیا و آخرت خواهند رسید و نقشه شوم دشمنان دین بر ملا خواهد گردید .

والسلام

 


دوستان عزیز می توانند کتاب های حضرت آیه الله سید حسن ابطحی را علاوه بر آدرس سایت کتابخانه معظم له : http://www.abtahibook.com از طریق پیوندهای روزانه این وبلاگ برای موبایل های خود دانلود نمایند .

موفق باشید


 

نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 23:54 موضوع | لينک ثابت