چهار: انصاف دادن.
زياد ديده شده افرادى كه انصاف را از دست مىدهند و تنها مايلند سخن خود را اثبات كنند، در مباحثات محكوم مىشوند.شايد جهتش اين است كه حس خودخواهى آنان به قدرى قوى و سركش شده كه ابدا مايل نيستند كسى را برتر و بهتر از خود ببينند.
آنان فكر مىكنند اگر به طرف مقابل خود بگويند مطلب شما حق است در برابر او كوچكى نموده و عظمت خود را از دست دادهاند، لذا با كمال بىانصافى اعلام مىكنند كه اين موضوع خلاف واقع است.
طرف مقابل هم وقتى ديد كه مطلبش با اين همه توضيحى كه داده مورد قبول واقع نشده با خود فكر مىكنند كه شايد او اين اندازه فهم و درك ندارد كه اين مطالب را بفهمد، باز توضيح بيشترى مىدهد آن مرد بىانصاف هم هنوز درست به سخنان او گوش نداده گوينده را رد مىكند، رفته رفته طرف مباحثه كاملاً معتقد مىشود كه اين مرد ابدا لياقت فهم مطالب جزئى و واضح را هم ندارد و با اين اعتقاد، تفوّق بر او پيدا كرده طرف را تحقير مىنمايد و به اين وسيله او را محكوم مىكند پس مىتوان گفت جاهلترين افراد از نظر مردم كسى است كه انصاف ندارد، براى افكار و گفتار ديگران ارزش و وقرى نمىگذرد.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«من اخلاق الجاهل الاجابة قبل ان يسمع والمعارضة قبل أن يفهم والحكم بما لايعلم».[19]
از علائم و صفات مرد جاهل اين است كه جواب را قبل از شنيدن سؤال مىدهد و قبل از آن كه مطلبى را بفهمد رد مىكند و بلكه در مقام معارضه با آن برمىخيزد و آنچه را نمىداند درباره او حكم مىكند.
پس اگر مىخواهيد عظمت شما محفوظ بماند و در تمام مباحثات حاكم باشيد انصاف را از دست ندهيد.
پنج: ترك مجادله و مراء.
گاهى مىشود كه فقط مناظره براى اثبات برترى است. هر يك از طرفين مىخواهند خود را در بحث بر ديگرى فائق سازند اين چنين مناظرهاى بر دو قسم است:
اول: براى اثبات تفوق حق بر باطل، كه اگر با ملايمت و شرائط مذكوره انجام گيرد خود يكى از دستورات مذهبى و رويهى هر عاقلى است.
اين همان دستورى است كه قرآن مجيد به پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله براى پيشرفت اسلام مىدهد: «وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ اَحْسَنُ».[20] و با آنها به نحوى كه آن نيكوتر است مباحثه كن.
دوم: مناظرهاى كه فقط براى اثبات عظمت و اهميت شخص خود مىباشد، مايل است شخصيت خود را به رُخ ديگران بكشد، اين مناظره ريشهى دوستى را قطع مىكند خصومت و بدبينى ايجاد مىنمايد افتراق و دشمنى را زياد مىكند.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«المراء داء ردىّ وليس للانسان خصلة شرّ منه».[21]
مراء و جدال دردى است كه بشر را به سرحد هلاكت مىرساند و براى انسان بدتر از اين خصلت چيزى نيست.
اسلام دستور مىدهد كه مسلمانان اين عمل مهلك را ترك كنند مرد عاقل و دانشمند كسى است كه وقتى متوجه شد طرف مناظرهاش قصد جدل دارد و يا براى خودش چنين نيتى پيدا شده فورا ترك آن مناظره را بنمايد اگر چه مطلب او صددرصد صحيح و حق است.
پيغمبر اسلام صلىاللهعليهوآله فرمود:
«اورع الناس من ترك المراء وان كان محقا».[22]
پرهيزگارترين مردم كسى است كه ترك جدل و خودنمائى را بنمايد اگر چه حق با او باشد.
روزى پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله بر اجتماعى كه از ابى درداء و ابىامامه و وائله و أنس تشكيل شده بود وارد شد ديد آنان مشغول مراء و جدالند آن حضرت به حدى خشمناك گرديد كه هيچگاه كسى او را تا اين اندازه غضبناك نديده بود سپس فرمود:
«جمعيتى بودند در زمان گذشته در اثر اين عمل به هلاكت رسيدند شما هم جدل و مراء را ترك كنيد چون مردمان با ايمان جدل و ستيزگى با يكديگر نمىكنند.
جدل مكنيد كه مرد جدلى در كمال خسارت و زيان است و روز قيامت من اين چنين كسى را شفاعت نخواهم كرد.
جدل و مراء را ترك كنيد كه من در بهشت صاحب سه خانهام بهتر آن را به كسى واگذار مىكنم كه ترك مراء كند با آنكه در حق و راستى باشد.
مراء و جدال مكنيد كه اولين چيزى كه من از آن نهى شدهام بعد از شرك و بتپرستى، مراء و جدال بوده است».[23]
پس اگر مىخواهيد در مناظرات و مباحثات بر ديگران غلبه كنيد و در عين حال همه شما را دوست بدارند هيچگاه با يكديگر در مقام مجادله و مناظره براى اثبات شخصيت و عظمت خود بر نيائيد.
شش: عملى كه طرف را معتقد كند كه بناى جدل در كار نيست.
گفتهاند: «مستمع صاحب سخن را بر سر كار آورد».
مسلم است كه اگر دانشمندى ملاحظه كرد ديد شما قصد مخاصمه و معارضهى با او را نداريد و فقط مىخواهيد از سخنان او استفاده كنيد بهتر خود را در اختيار شما مىگذارد ولى بعكس اگر سؤال با تكبر آميخته شد و نمايش سؤال امتحانى را به خود گرفت طرف هر قدر نادان هم باشد حاضر نمىشود كه با طيب خاطر سؤال شما را پاسخ دهد.
روزى يك مرد مغرور در محضر على بن ابيطالب عليهالسلام حاضر شد سؤالاتى نمود كه از گفتارش به خوبى ظاهر مىشد كه قصد استفاده را ندارد على عليهالسلام به او فرمود: «سل تفقها ولاتسأل تعنتا».[24]
اگر مىخواهى به سؤالت درست پاسخ بدهم به قصد فرا گرفتن آنچه كه نمىدانى سؤال كن نه آنكه سؤال تو آميخته با تكبر و خودخواهى باشد.
آيا مىدانيد كه اگر شخصى در عين آنكه به مطالب مورد بحث احاطهى كاملى دارد خود را مانند شخصى كه اطلاعى را ندارد معرفى كند چقدر مورد علاقه واقع مىشود و بعكس اگر شخص نادانى خود را مانند افراد دانشمند قلمداد كند قلوب مردم از او منزجر مىگردد.
هنوز فراموش نكردهام مردى كه حافظهاش قدرى كمتر از عادى بود يك حكايت را متجاوز از بيست دفعه برايم نقل كرد من در هر مرتبه به سخنانش بيشتر دقت مىكردم تا مبادا او متوجه شود كه اين سرگذشت را بار ديگر هم براى من گفته كه در نتيجه شرمنده و خجل گردد، اما پس از چندى كه متوجه شد آن داستان را مكرر در مكرر برايم نقل كرده است و من همچنان مانند بار اول به سخنان او گوش مىدادم علاقه و محبتش به من شديدتر گرديد.
پس اگر مىخواهيد افراد از شما منجز نشوند و شما را دوست بدارند خود را چنان نشان دهيد كه گمان كنند بناى استماع و فهميدن مطالبشان را داريد.
سپس استاد عبدالعلى گفت: اين را بدانيد كه من با به كار بستن اين دستورات خود را در ميان مردم يك مرد اخلاقى معرفى نمودهام و به عقيده من مهمترين راز محبوبيت دانستن آداب سخن گفتن و مناظره است.
آرى واقعا از استاد عبدالعلى تصورى، من و شما خوانندگان محترم استفاده نموديم من امروز وقتى كتاب آئين دوستيابى را مطالعه مىكردم ديدم آنچه مربوط به مناظره و مباحثه است ديل كارنگى در بيست و چهار فصل توضيح داده است ولى وقتى تعليمات اسلام را كه از عمل و گفتار استاد عبدالعلى آموخته بودم با سخنان ديل كارنگى تطبيق نمودم نتوانستم امتيازى براى افكار و جملات به اصطلاح ابتكارى او بر قوانين محكم اسلام قائل شوم. اگر خوانندگان محترم اجازه بفرمايند مايلم خلاصه گفتار ديل كارنگى را نقل كنم و قضاوت را به عهده آنان گذارم.
ديل كارنگى مىگويد: اگر مىخواهيد در ميان مردم محبوب باشيد به اين سه دستور عمل كنيد:
1 ـ استماع دقيق را بياموزيد طرف را تشويق كنيد كه از خود سخن بگويد.
2 ـ از چيزى كه به آن علاقه دارد سخن برانيد و آنچه را در قلب او جايگزين است نام ببريد.
3 ـ اهميت او را برايش محسوس سازيد.
باز مىگويد: اگر مىخواهيد طرف خود را متقاعد كنيد به اين دوازده قاعده توجه داشته باشيد:
1 ـ بهترين وسيله غلبه در مناظره و مباحثه احتراز از ورود در مشاجره و مباحثه است.
2 ـ عقائد طرف خود را محترم شماريد و هرگز به او مگوئيد كه به خطا مىرود.
3 ـ اگر مىدانيد كه خطا كار هستيد بىدرنگ و از صميم قلب به خطاى خود اعتراف نمائيد.
4 ـ به ملايمت سخن آغاز كنيد.
5 ـ خصم را به جايى بكشانيد كه از ابتداء مكالمه جوابهاى مثبت بدهد.
6 ـ بگذاريد طرف، مطلب خود را آزادانه بيان كند.
7 ـ بگذاريد طرف تلقين كرده شما را از ابتكارات خود تصور نمايد.
8 ـ صميمانه بكوشيد كه مسائل را از دريچهى نظر طرف بنگريد.
9 ـ ديگران را مشمول عواطف و همدردى و غمگسارى خود كنيد.
10 ـ متوسل به عواطف عاليهى مخاطب خود شويد.
11 ـ در چشم و خيال طرف تصرف كنيد.
12 ـ طرف را بر سر غيرت آوريد.
باز همان استاد روانشناس گفته اگر مىخواهيد رفتار كسى را تغيير دهيد اين دستورها را بكار بريد:
1 ـ از روى صدق و صفا او را بستائيد.
2 ـ خطاها و عيبها را بطور غيرمستقيم خاطر نشان كنيد.
3 ـ پيش از انتقاد و عيبجوئى به بعضى از خطاهاى خود معترف شويد.
4 ـ حكم را مستقيم ندهيد مطلب را تلقين كنيد و به صورت پرسش ادا نمائيد.
5 ـ خودخواهى او را مراعات كنيد بگذاريد حيثيت خود را نگاه دارد.
6 ـ كوششهاى او را عادلانه قدردانى كنيد كمترين پيشرفت او را بستائيد به شرط آنكه تمجيد صميمانه و جوانمردانه باشد.
7 ـ او را واداريد كه خود را شايستهى نام و شهرت نيكى كند.
8 ـ عيبى را كه مىخواهيد رفع نمائيد كارى را كه مىخواهيد تحميل نمائيد آسان جلوه دهد.
9 ـ چنان رفتار كنيد كه با شعف و خرسندى تقاضاى شما را انجام دهد.
اين بود خلاصهى گفتار ديل كارنگى در بيست و چهار فصل كه عمدهى كتاب آئين دوست يابى را ترتيب داده و وسائل محبوبيت را خاتمه مىدهد.
حالا از شما خوانندگان محترم سؤال مىكنيم كه آيا وسائل مقبوليت و محبوبيت منحصر به همين چند موضوعى است كه دانشمند بزرگ ديلكارنگى بيان كرده است؟
آيا اگر متوجه مىشد كه با وسائل ديگرى هم مىتوان ايجاد علاقه و محبوبيت در قلوب مردم نمود در كتابى كه براى دوستيابى نوشته متذكر نمىشد؟
من از شما سؤال مىكنم آيا ملاطفت و خوشزبانى، حسن خلق و مهربانى، عدالت و دادگسترى، تواضع و فروتنى، استقامت و وفادارى، ايمان و وظيفه شناسى، صداقت و راستى، صمت و سكوت، وفاى به عهده، عفو و اغماض، احسان و بذل مال، تحف و هدايا، سور و ضيافت، ديد و بازديد، مصافحه و معانقه، استغناء و عفتنفس، كتمان سرّ و امانتدارى، خوشگمانى و مانند آن براى جلب دوستان نافع نيست!؟
آيا نمىتوان براى دوستى و مردم دارى اين امور را متذكر شد و آن را در ضمن وسائل محبوبيت و مقبوليت بحث كرد؟!
ما با اينكه ديل كارنگى اين مباحث را در اعداد وسائل دوستيابى نياورده كارى نداريم و خود، مستقلاً از نظر اسلام آن را بحث خواهيم كرد ولى به اين وسيله به شما خوانندگان محترم هم مىگوئيم كه زياد تحت تأثير سر و صدا و جنجال ديگران قرار نگيريد و از قوانين آسمانى اسلام تا اين حد بىاطلاع نباشيد.
و اينك بقيهى دستورات دوستيابى از نظر دين مقدس اسلام.
[1] ـ بحارالانوار، جلد 68، صفحهى 396، باب 92، حديث 79.
[2] ـ عن ابراهيم بن هاشم عن ابراهيم بن العباس قال: ما رأيت الرضا عليهالسلام جفا احدا بكلمة قطّ و لا رأيته قطع على احد كلامه حتّى يفرغ منه و ما ردّ أحدا عن حاجة يقدر عليها و لا مدّ رجله بين يدى جليس له قطّ ولا اتّكا بين يدى جليس له قطّ ولا رأيته شتم أحدا من مواليه و مماليكه قطّ ولا رأيته تفل قطّ ولا رأيته تقهقه فى ضحكه قطّ بل كان ضحكه التبسّم الحديث. (وسائل الشيعة، جلد 12، صفحهى 209، باب 122، حديث 16104)
[3] ـ كافى، جلد 2، صفحهى 660، باب فى المناجاة، حديث 3.
[4] ـ الفصول المختاره، صفحهى 239.
[5] ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادى، جلد 6، صفحهى 391، حديث 3440 و كنزالعمال (للمتقى الهندى)، جلد 3، صفحهى 408، حديث 7177.
[6] ـ عن الاختصاص قال الباقر عليهالسلام: اذا جلست الى عالم فكن على أن تسمع أحرص منك على أن تقول و تعلّم حسن الاستماع كما تتعلّم حسن القول ولاتقطع على احد حديثه. (بحارالانوار، جلد 1، صفحهى 222، باب 7، حديث 5).
[7] ـ سورهى زمر، آيهى 18.
[8] ـ سورهى طه، آيهى 43 و قسمتى از آيهى 44.
[9] ـ سورهى آل عمران، آيهى 159.
[10] ـ ارشاد القلوب، جلد 1، صفحهى 195.
[11] ـ عن تحف العقول عن ابى عبداللّه عليهالسلام لايصلح من لايعقل ولا يعقل من لايعلم و سوف ينجب من يفهم و يظفر من يحلم و العلم جنّة و الصّدق عزّ و الجهل ذلّ و الفهم مجد و الجود نجح و حسن الخلق مجلبة للمودّة و العالم بزمانه لا تهجم عليه اللّوابس و الحزم مشكاة الظنّ واللّه ولىّ من عرفه و عدوّ من تكلّفه و العاقل غفور و الجاهل ختور و ان شئت ان تكرم فلن وان شئت ان تهان فاخشن. (بحارالانوار، جلد 75، صفحهى 269، باب 23، حديث 109)
[12] ـ مجموعة ورّام، لابن ابى فراس، جلد 1، صفحهى 110، باب ما جاء فى المراء و المزاح و...
[13] ـ عن رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: التودّد الى النّاس نصف العقل و حسن السؤال نصف العلم و التقدير فى النفقة نصف العيش. (بحارالانوار، جلد 1، صفحهى 224، باب 7، حديث 14).
[14] ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحهى 63، باب 12، حديث 12.
[15] ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحهى 128، باب 17، حديث 6.
[16] ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحهى 127، باب 17، حديث 4.
[17] ـ بحارالانوار، جلد2، صفحهى 128، باب 17، حديث 7.
[18] ـ ملك الشعراء بهار، ديوان اشعار.
[19] ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحهى 62، باب 12، حديث 4.
[20] ـ سورهى نحل، آيهى 125.
[21] ـ عن مصباح الشريعة عن الصادق عليهالسلام المراء داء ردىّ وليس للانسان خصلة شرّ منه و هو خلق ابليس و نسبته فلا يمارى فى أىّ حال كان الاّ من كان جاهلا بنفسه و بغيره محروما من حقائق الدّين. (بحارالانوار، جلد 2، صفحهى 134، باب 17، حديث 31).
[22] ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه 127، باب 17، حديث 3.
[23] ـ عن محمد بن مسلم قال سئل الصادق عليهالسلام عن الخمر فقال: قال رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: انّ اول ما نهانى عنه ربّى عزّ وجلّ عن عبادة الأوثان وشرب الخمر و ملاحاة الرجال الخبر. (بحارالانوار، جلد 2، صفحهى 127، باب 17 فى ما جاء فى التجويز المجادلة، حديث 4).
[24] ـ عن نهج البلاغه قال امير المؤمنين عليهالسلام لسائل سأله عن معضلة سل تفقّها ولا تسأل تعنّتا فانّ الجاهل المتعلّم شبيه بالعالم و انّ العالم المتعسّف شبيه بالجاهل. (بحارالانوار، جلد 1، صفحهى 222، باب 7، حديث 7).
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 0:20 موضوع | لينک ثابت
منوي وبلاگ
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحيم
من سيد رضا ابطحي هستم و در سال 1368 در مشهد مقدس متولد شدم . و هم اكنون مشغول تحصيل علوم حوزوي نيز مي باشم .
انشاالله با ايمان و تقوي و ظرفيت بالائي به سوي خداوند عزيز حركت خواهم كرد و اميدوارم در اين راه از صراط مستقيم دين خارج نشوم و به دعاي همه شما دوستان عزيز نيازمندم .
اللهم عجل لوليك الفرج
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
هدف از ایجاد این وبلاگ
ادعای ارتباط با امام زمان روحی فداه
تبعيد
عکسی جدید از حضرت آیه الله سید حسن ابطحی
عکسی جدید
نامه
تغییرات
یقین
نهم ربیع الاول
روز تولد
مصاحبه
فعلا عکس بجای مطلب
استوار همچون كوه
بیایید برای استادمان زینت باشیم
بیداری یا خواب ؟
پنجاه و یکمین سالگرد ارتحال مرحوم حاج ملا آقاجان
بعثت خاتم الانبياء
تقدیم به استاد عزیزم
درگذشت جناب حاج آقاي لطيفي
کامپیوتر
نیمه شعبان مبارک باد
در دومین سال
شبهای احیاء
عید فطر و شجاعت
شعار عدالت
معرفی سایت
دوستان
سایت حضرت آیه الله ابطحی
بشری ( رهنما )
سید محمد علی ابطحی
سید تقی ابطحی
سید علی ابطحی
سید امیر حسین ابطحی
وبلاگ دهليز
سید محسن علوی
سید محمد علی طباطبایی
سایت عصر ظهور
یکی از شاگردان حضرت آیه الله ابطحی
بيان حقيقت
عبد الزهرا
حكمت ناب
اسوه
بوي يار
حيات طيبه
مردي از بهشت
در خصوص حضرت بقية الله
به ياد عهدمان
طريق عشق
ما الحقیقه ؟!!!
وظايف سالك الي الله
بوستان فرهنگي آل ياسين
مظلومان
در محضر استاد
يا فاطمه زهرا
آنچه آموختم ز استادم....
مذكِّر
هیئت عزاداران حضرت زهرا
دست نوشته
اين معز الاوليا و مذل الاعداء
در انتظار زيبايي
ارزش پاکی
پروانه سوخته
تصاویر راهی بی انتها
راه نور
سپاه مهدی
پرواز تا بی نهایت
منتظر
غذای روح
پرواز روح
سید حسن ابطحی چه میگفت ؟
معارف حقه
الکوثر
حقیقت نا گفته
عالم ماوراء
طوطی صفت
نهر كوثر
طالب ( پسر عمه )
تا کی ؟
آخر الزمان
غدیر سبز
کتابخانه شخصی حضرت آیه الله ابطحی
بسم رب المهدی
نوشته های من
تصاویر
بهترینها
عصمت
خدای تعالی را دوست دارم
من و شما
راهی به سوی نور
کتابخانه الکترونیکی استاد سید حسن ابطحی ( java / pdf )
تو اگر بنشینی من اگر بنشینم که بر خیزد
نان و کتاب
راه فاطمه علیها السلام
سوال از شما پاسخ از ما
خورشید مکه
گنجینه حکمت
بسوی بهشت
سید حسن ابطحی کیست ؟
معرفت
احسن القصص
خطر! ورود به یک سایت غیر مجاز
راه رستگاري
تا كي فاصله
هرچه با حجاب تر نایاب تر
وعده حتمی
کلام نور
رد پای نور
صراط مستقیم
l
راهي بي انتهاء
پيوندهاي روزانه
کتاب پاسخ به سوالات نبوت مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به سوالات توحید مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 2 مخصوص کامپیوتر
کتاب در محضر استاد جلد 1 مخصوص کامپیوتر
کتاب پرواز روح برای کامپیوتر با پسوند پی دی اف
کتاب دو مقاله برای کامپیوتر با پسوند پی دی اف
کتاب توضیح آیات قرآن کریم مخصوص موبایل
کتاب عوامل پیشرفت مخصوص موبایل
کتاب دو مقاله مخصوص موبایل
کتاب اتحاد دوستی مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 2 مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 1 مخصوص موبایل
کتاب انوار صاحب الزمان مخصوص موبایل
کتاب امیرالمومنین مخصوص موبایل
کتاب انوار زهرا مخصوص موبایل
کتاب امام مجتبی مخصوص موبایل
کتاب حل مشکلات دینی مخصوص موبایل
کتاب جواب مسائل دینی مخصوص موبایل
کتاب ملاقات با امام زمان مخصوص موبایل
کتاب مصلح آخرالزمان مخصوص موبایل
کتاب مصلح غیبی مخصوص موبایل
کتاب پروازروح مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به مشکلات جوانان مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به 77 مشکل دینی مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به سئوالات فلسفی مخصوص موبایل
کتاب پاسخ ما مخصوص موبایل
کتاب رسول اکرم مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 1 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 2 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 3 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 4 مخصوص موبایل
کتاب شبهای مکه مخصوص موبایل
کتاب سوال شما پاسخ ما مخصوص موبایل
کتاب عالم عجیب ارواح مخصوص موبایل
آخرين نوشته ها
نیمه شعبان
برادرم و حقیقت پشت پرده
تولد امام جواد علیه السلام
28 خرداد و بازداشت برادر عزیزم
رنگ سبز
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت
وظایف سالک الی الله
ترویج نام مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
قرآن و ترجمه
فوت دوست عزیز جناب اقای موسی پور
نوشته هاي پيشين
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
ساير امکانات
^ بالاي صفحه ^