بسم الله الرحمن الرحیم
حدود یک ماه است که از فوت مادر گرامی می گذرد و همچنان باور این امر برایمان مشکل است . آری جای خالی ایشان خیلی محسوس است و دوری ایشان برای مان سخت اما چه میشه کرد . این دنیا همچون پلی است که باید از آن گذر نمود و همه ما بالاخره روزی از این پل می گذریم و هر کسی که توانسته باشد در این چند روز دنیا به درستی امتحان بدهد برنده و پیروز است .
نظرتان چیست که مقداری وارد مسائل سیاسی شویم ؟! دوست دارم یک سیاست عجیب و آخرالزمانی را برایتان تشریح کنم . این سیاست بسیار کثیف متاسفانه به دلایل مختلف اعم از حسادت ، ترس از جمعیت و تهمت های انسانهای نادان و ... بر روی پدر گرامیم حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی اجرا شد و هم اکنون نیز در حال اجرا شدن می باشد .
حال تشریح این سیاست ( البته بطور خیلی خلاصه ) :
پدر گرامی و عزیزم بعد از اتمام تحصیلاتشان ( در مورد تحصیلات و اطلاع بیشتر از آن می توانید به این دو لینک مراجعه کنید : http://www.abtahi.com/asp/life1_new.htm http://siyasatebihamekas.blogfa.com/cat-7.aspx ) در حوزه قم به وطنشان یعنی مشهد مقدس برگشتند و در آنجا برای خدمت به دین و رشد و شکوفایی و تبلیغ آن در سال 1342 اقدام به تاسیس کانون بحث و انتقاد دینی نمودند . هدف از تشکیل این کانون مسائل مختلفی بود که مهمترین آن پاسخگوئی به سئوالات و شبهات جوانان بوده که در مطالب قبل به آن اشاره کردم و بیلان ده ساله کانون را برایتان قرار دادم .

« کسانی که نشسته اند از راست به چپ : حضرت آیه الله سید حسن ابطحی . دکتر شهید بهشتی و شهید هاشمی نژاد در کانون بحث و انتقاد دینی »
ایشان در این سالها به هزاران سوال دینی پاسخ دادند و در کنار آن نیز به تالیف کتب می پرداختند . البته در این بین ساواک ایشان را بسیار اذیت می نمود و در بسیاری موارد مانع فعالیت ایشان در کانون بحث و انتقاد دینی می شد .
بعد از انقلاب اوضاع فرق کرد و مسائل مختلفی پیش آمد . وقتی انقلاب شد حضرت آیه الله سید حسن ابطحی تصمیم گرفتند با توجه به دعوت های فراوان از ایشان و صمیمیتی که با شهید هاشمی نژاد داشتند به هیچ وجه در مسائل سیاسی وارد نشوند و تنها به مسائل دینی مردم بپردازند . ایشان با تالیف کتب و همچنین پاسخگوئی به سوالات مردم در کانون بحث و انتقاد دینی و سخنرانی به بیان مسائل دینی می پرداختند و تمام سعیشان این بود که دین اسلام را همانطور که هست حقیقتا به مردم معرفی نمایند .
ایشان با بیان مسئله تزکیه نفس و مطرح نمودن این راه رستگاری بصورت مرحله ای که کاملا از آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام اقتباس شده بود ( برای اطلاعات بیشتر پیشنهاد می شود چهار جلد کتاب سیر الی الله مطالعه گردد ) سعی در هدایت جامعه به تمام دستورات دین مقدس اسلام داشتند .
اما در این بین دو بار کانون بحث و انتقاد دینی مشهد تعطیل شد که دفعه دوم با اجبار وزارت اطلاعات حضرت آیه الله سید حسن ابطحی مجبور شدند که ساختمان عظیم کانون بحث و انتقاد دینی مشهد را به دفتر تبلیغات اهداء کنند .
« حضرت آیه الله سید حسن ابطحی در کانون بحث و انتقاد دینی مشهد در حال پاسخگوئی به سوالات »
اما دلایل چه بود ؟ بهتر است بگوییم حسادت بعضی از افراد و تهمت زدن به معظم له و شکایت این افراد در نزد مقامات عالی نظام . اما جلسات و سخنرانی های ایشان بدون هیچ منعی از حکومت همچنان دائر بود البته نه در کانون بحث و انتقاد دینی مشهد بلکه ایشان در تقریبا بعد از این ماجراها از مشهد به سمت تهران و قم هجرت کردند و جلساتشان یا در منزلشان و یا در منزلهای دوستان و یا در دفاترشان برگزار می شد .
اما هدف من بیان و تحلیل دلایل این اتفاقاتی است که در این دو سال و نیم گذشته به وقوع پیوسته است می باشد . همانطور که در بالا گفتم ایشان با بیان مسئله تزکیه نفس و تالیف چندین کتب در این باره و هزاران سخنرانی در این خصوص باعث شدند که جمعیت زیادی که حتی از دین بریده بودند و به آن توجهی نداشتند و متاسفانه تصور نادرستی از دین اسلام در ذهن آنان نقش بسته بود ، به آغوش زیبا و با شکوه دین برگردند و مقید به دستورات آن شوند . روز به روز جوانان و افراد بسیاری به جلسات ایشان کشیده می شدند و با حقیقت دین اشنا می گردیدند و دفاتر ایشان در روزهای جمعه که معظم له سخنرانی می نمودند مملو از جمعیت بود که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دادند .
تا آنکه روز 28 خرداد 1385 فرا رسید و حضرت آیه الله سید حسن ابطحی و حدود بیست نفر از افراد نزدیک به ایشان متاسفانه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند و تمام دفاتر ایشان نیز پلمپ گردید و معظم له بعد از 55 روز نیز آزاد گشتند .
خوب ! حال در این قسمت می خواهم دلیل این اتفاق را برایتان شرح دهم .
حکومت از جمعیت و تشکل بسیار ترس دارد مخصوصا اگر این جمعیت بطور کاملا منظم و منسجم باشد و به حکومت کاری نداشته و مستقلا اداره گردد اگرچه این تشکل در محدوده دستورات دین قدم بردارد و مقید به اجرای هرچه قوی تر آن باشد . در این هنگام است که حکومت با خود خیال می کند که ممکن است خدای نکرده این جمعیت فردای روزگار کار دستم بدهد مخصوصا اگر جمعیت آن تشکل روز به روز در حال افزایش باشد . در خصوص جلسات استاد لازم است متذکر شویم که ایشان به هیچ وجه قصدشان از این همه زحمت و فعالیت ، جمعیت زیاد به دور خود جمع کردن نبود و ایشان به هیچ وجه فکرشان به این مسائل کوچک و پست معطوف نمی شد بلکه هدفشان تنها ساختن افراد و هدایت آنها بود و همانطور که خیلی ها شاهد هستند ایشان بارها در جلساتشان می فرمودند که ما قصد داریم جمعیتتان را کم کنیم و با برگزاری امتحانات مختلف این کار را انجام می دادند . اما خوب حکومت احساس خطر کرده بود و باید کاری می کرد و با خودش فکر کرد که اگر همین الان جلوی فعالیتهای معظم له را بگیرد خیلی بهتر است تا آنکه سالهای بعد که جمعیت بیشتر می شود این کار را انجام بدهد . اما در این بین یک مشکلی وجود داشت و آن هم افکار عمومی و شاگردان معظم له بود که با دستگیری ایشان افکار عمومی نسبت به حکومت نظرشان مخدوش می گردید و شاگردان ایشان نیز نظرشان نسبت به حکومت تغییر می کرد . خوب برای این مشکل باید راه چاره ای اندیشید . به نظر شما راه چاره چیست ؟ حدس می زنید راه چاره چه چیزی باشد ؟! من به شما می گویم . راه چاره تهمت زدن و منحرف نشان دادن و دروغ بستن به حضرت آیه الله سید حسن ابطحی بود . به به چه راه چاره خوبی ( شومی ) با این کار با یک تیر دو نشان می زنیم . نشان اول : جلسات ایشان را تعطیل کرده و مردم را از دور ایشان دور می کنیم و نشان دوم : خودمان را انسانهای مدافع دین و منجی مردم از گمراهی نشان می دهیم که توانسته ایم مردم را از کشیده شدن به انحراف باز داریم .
البته برایتان بگویم که این راه چاره شوم قبل از این دو سال و نیم پیش نیز برای معظم له اجرا شده بود البته نه به شدت امروزی بلکه با شایعه انداختن بین مردم که ایشان رئیس انجمن حجتیه هستند و یا کتابهای ایشان منحرف کننده است و شما را منحرف می کند و از اینجور حرفهای دروغ که من یقین دارم آن افرادی که می گفتند کتابهای ایشان منحرف کننده است حتی خودشان کتابهای معظم له را برای یکبار هم ندیده بودند و تنها نقل قول می کردند و الا می آمدند و ثابت می کردند که انحراف در چیست و در کجاست .
اما استفاده از این راه چاره شوم در این دو سال و نیم گذشته به چه صورت بوده است : در اوائل بازداشت یعنی حدودا پس از سپری شدن ده روز سایت بازتاب و بقیه سایتها به تبعیت از آن شروع کردند به پخش خبری که بیان می داشت « یک مدعی ارتباط با امام زمان علیه السلام دستگیر شد » بعد از چند روز از پخش این خبر شروع کردند به اینکه آن مدعی ارتباط با امام زمان حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی بوده اند . الله اکبر ، عجب دروغی ! برای ما که خیلی خنده دار بود در عین حال گریه آور . من که پسر ایشان هستم نفهمیدم که کی ایشان چنین ادعایی را کرده اند که حداقل من یکی نفهمیدم . و از آن گذشته ایشان در کتاب های شان مانند کتاب انوار صاحب الزمان علیه السلام نوشته اند که هرکس چنین ادعایی را بکند دروغگو است و در آنجا به فرق بین ادعای ارتباط و ملاقات پرداخته اند و گفته اند که تنها و تنها اختیار ملاقات در دست امام زمان علیه السلام است . و علاوه بر این در سخنرانی های متعدد نیز به شرح این مطلب پرداخته بودند و در هیچ کجا چنین ادعایی را نکردند که من با امام زمان ارتباط دارم . اما خوب دروغی بود که توسط سایتهای خبری پخش شده بود و بعد از آن نیز به روزنامه ها رسید و روزنامه کیهان مثل همیشه چاشنی مطلب را زیاد کرده بود و علاوه بر مدعی ارتباط با امام زمان ، ریاست انجمن حجتیه را نیز به معظم له نسبت داد . البته این را هم ما نفهمیدیم که کی پدر محترم مان رئیس انجمن حجتیه شدند که حتی خودشان نیز خبر ندارند اما خوب این هم جزو همان راه چاره ای بود که باید در همان اوائل اجرا می شد .

اما برای حکومت تخریب ایشان بوسیله این چند دروغ که پخش شده بود کم بود بلکه این راه چاره شوم باید طوری طراحی می شد که بتواند طولانی مدت جوابگو باشد و حضرت ایه الله سید حسن ابطحی نتواند به هیچ وجه دوباره جلسات روح بخش و هدایت گرش را راه اندازی نماید زیرا حکومت از جمعیت ترس داشت .
خوب برای تحقق این هدف و این راه چاره شوم که بتواند در طولانی مدت جوابگوی اهداف باشد چه باید کرد ؟! من برایتان شرح می دهم . باید در مدتی که معظم له و دوستان ایشان در بازداشت توسط وزارت اطلاعات هستند اسنادی با زور علیه خودشان از آنها تهیه نمود که دلیلی بر منحرف بودن این تشکل باشد . خوب بدست آوردن این اسناد و مدارک که می تواند در قالب نوشته و فیلم و یا صدا باشد کاری نداشت می دانید چرا می گویم کاری نداشت برای اینکه با اجبار و زور و ترساندن می توان به اهداف رسید و این اسناد را تهیه نمود . خوب حالا با آن افرادی که سر سختی می کردند و علیه خود و راه و استادشان به دروغ نمی توانستند حرفی بزنند چکاری با آنها باید انجام می شد . آنهم کاری ندارد با جعل دست خط و دست کاری در طریقه نمایش دادن آن و دست کاری در فیلم ( از قبیل تکه کردن فیلم و چسبانیدن تکه فیلم ها و قطع آن در زمان مناسب ) می توان به مقصود که همانا تخریب حضرت آیه الله سید حسن ابطحی با تمام قوا بود دست یافت . راستی یک چیز یادم رفت این طرح یک چیز کم دارد . حدس بزنید چه چیزی ! اگر بتوانید درست حدس بزنید می فهمم زرنگ هستید . می دانید این طرح چه چیزی کم دارد آن چیز این بود که در این طرح باید تمام فیلم ها و نوار های صوتی و عکسها از سخنرانی های حضرت آیه الله سید حسن ابطحی نابود می شد . اگر گفتید برای چی ! برای اینکه فردا روزی پسران و یا شاگردان ایشان نتوانند به دفاع از پدر یا استادشان بپردازند و دلیلی بر حقانیت فعالیتهای خویش اقامه نمایند . خوب این قسمت از طرح باید کی عملیاتی می شد . معلوم است همان روز اولی ( 28 خرداد 1385 ) که به تمام دفاتر معظم له حمله برده شد و افراد بازداشت شدند ، همان روز باید این قسمت از طرح به طور کامل اجرا می شد .
این چند قسمت از طرح پایه و اساس و مقدمه این طرح بود که باید توسط وزارت اطلاعات به اجرا در می آمد .
بعد از اتمام کار وزارت اطلاعات ، بقیه کار به عهده دادستانی ویژه روحانیت افتاد حال در اینجا دادستانی ویژه روحانیت باید چند کار را اجرا می کرد تا متمم این پروژه باشد . اول از همه باید به اتهام نشر اکاذیب ( که باز هم ما نفهمیدیم کجای حرفها اکاذیب بوده ) و اتهامات دیگر تمام اموال حضرت آیه الله سید حسن ابطحی را طبق برنامه طراحی شده مصادره می کرد تا ایشان دیگر نتوانند با پشتوانه مالی فعالیت خود را شروع کنند و کتابهای خود را به چاپ برسانند و البته ما بازهم متوجه نشدیم که جرم ساختگی نشر اکاذیب به مصادره اموال چه ارتباطی دارد . البته در این قسمت از پروژه کار عجیبی نیز انجام شد و آن هم این بود که اموال دوستان معظم له را نیز به بهانه اموال خود ایشان مصادره کردند که می توان از این اموال به دو منزل در کنار منزل جمکران معظم له اشاره کرد و همچنین مکانهایی که بعضی از دوستان برای فعالیت دفاتر ایشان در شهرستانها موقتا در اختیار معظم له گذاشته بودند. البته غیر از این کار باید دادستانی ویژه روحانیت با همکاری اطلاعات کارهای دیگری در راستای رسیدن به اهدافشان نیز انجام می داد که آن کارها عبارتند : از صادر کردن حکم زندان برای متهمین پرونده چون بالاخره جرائم ساختگی مجازاتهایی را نیز می طلبد که باید آنها را اجرا کرد . جلوگیری از چاپ کتب حضرت آیه الله سید حسن ابطحی به دلیل اینکه این کتابها باز دلیلی بر حقانیت فعالیتهای دینی معظم له و خط بطلانی بر کار حکومت بود . جلوگیری از فعالیت های موسسات مربوط به شاگردان معظم له که می توان به موسسه حضرت بقیه الله به مدیریت جناب حجه الاسلام و المسلمین گنجی اشاره کرد . جلوگیری از چاپ و نشر مجلات مربوط به شاگردان معظم له که این امر هم همچون چاپ کتب خود ایشان دلیلی بر حقانیت فعالیتهای دینی ایشان می بود و ممکن بود که شاگردان معظم له به دفاع از ایشان بپردازند. بستن سایت حضرت ایه الله سید حسن ابطحی به دلایلی که گذشت و اینکه این سایت می تواند تریبونی برای دفاع از خود شخص معظم له باشد و ما نتوانیم به دفاع از خود بپردازیم و ....

به این راه چاره ای که در بالا عرض کردم ، ترور شخصیتی و یا ترور سیاسی نیز می گویند که این ترور سیاسی لازمه ی برهم زدن جلسات حضرت آیه الله سید حسن ابطحی بود تا بتوان بوسیله این ترور شخصیتی ، هدف که بر هم زدن جمعیت و جلسات هدایت گرایانه معظم له بود را پوشش و توجیه کرد و همچنان نیز این ترور سیاسی یا شخصیتی ادامه دارد و توسط افراد ساده باور می شود .
اما غافل از اینکه خدای تعالی در قرآن کریم فرموده است : « و مکروا و مکر الله و الله خیر المکرین »
ولی آنها مکر کردند و خدا هم علیه آنها نقشه کشید و خدا بهتر از همه می تواند نقشه بکشد .( آیه 54 سوره آل عمران )
به امید ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تا با آمدن ایشان دیگر در این دنیا ظلمی شاهد نباشیم و دنیا پر از عدل و داد گردد . انشاالله
( در این پست از مطلب کمتر توانستم به فعالیتهای پدر مظلومم اشاره کنم . انشاالله در پست های بعدی )
نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در جمعه یازدهم بهمن 1387 ساعت 19:34 موضوع | لينک ثابت
منوي وبلاگ
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحيم
من سيد رضا ابطحي هستم و در سال 1368 در مشهد مقدس متولد شدم . و هم اكنون مشغول تحصيل علوم حوزوي نيز مي باشم .
انشاالله با ايمان و تقوي و ظرفيت بالائي به سوي خداوند عزيز حركت خواهم كرد و اميدوارم در اين راه از صراط مستقيم دين خارج نشوم و به دعاي همه شما دوستان عزيز نيازمندم .
اللهم عجل لوليك الفرج
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
هدف از ایجاد این وبلاگ
ادعای ارتباط با امام زمان روحی فداه
تبعيد
عکسی جدید از حضرت آیه الله سید حسن ابطحی
عکسی جدید
نامه
تغییرات
یقین
نهم ربیع الاول
روز تولد
مصاحبه
فعلا عکس بجای مطلب
استوار همچون كوه
بیایید برای استادمان زینت باشیم
بیداری یا خواب ؟
پنجاه و یکمین سالگرد ارتحال مرحوم حاج ملا آقاجان
بعثت خاتم الانبياء
تقدیم به استاد عزیزم
درگذشت جناب حاج آقاي لطيفي
کامپیوتر
نیمه شعبان مبارک باد
در دومین سال
شبهای احیاء
عید فطر و شجاعت
شعار عدالت
معرفی سایت
دوستان
سایت حضرت آیه الله ابطحی
بشری ( رهنما )
سید محمد علی ابطحی
سید تقی ابطحی
سید علی ابطحی
سید امیر حسین ابطحی
وبلاگ دهليز
سید محسن علوی
سید محمد علی طباطبایی
سایت عصر ظهور
یکی از شاگردان حضرت آیه الله ابطحی
بيان حقيقت
عبد الزهرا
حكمت ناب
اسوه
بوي يار
حيات طيبه
مردي از بهشت
در خصوص حضرت بقية الله
به ياد عهدمان
طريق عشق
ما الحقیقه ؟!!!
وظايف سالك الي الله
بوستان فرهنگي آل ياسين
مظلومان
در محضر استاد
يا فاطمه زهرا
آنچه آموختم ز استادم....
مذكِّر
هیئت عزاداران حضرت زهرا
دست نوشته
اين معز الاوليا و مذل الاعداء
در انتظار زيبايي
ارزش پاکی
پروانه سوخته
تصاویر راهی بی انتها
راه نور
سپاه مهدی
پرواز تا بی نهایت
منتظر
غذای روح
پرواز روح
سید حسن ابطحی چه میگفت ؟
معارف حقه
الکوثر
حقیقت نا گفته
عالم ماوراء
طوطی صفت
نهر كوثر
طالب ( پسر عمه )
تا کی ؟
آخر الزمان
غدیر سبز
کتابخانه شخصی حضرت آیه الله ابطحی
بسم رب المهدی
نوشته های من
تصاویر
بهترینها
عصمت
خدای تعالی را دوست دارم
من و شما
راهی به سوی نور
کتابخانه الکترونیکی استاد سید حسن ابطحی ( java / pdf )
تو اگر بنشینی من اگر بنشینم که بر خیزد
نان و کتاب
راه فاطمه علیها السلام
سوال از شما پاسخ از ما
خورشید مکه
گنجینه حکمت
بسوی بهشت
سید حسن ابطحی کیست ؟
معرفت
احسن القصص
خطر! ورود به یک سایت غیر مجاز
راه رستگاري
تا كي فاصله
هرچه با حجاب تر نایاب تر
وعده حتمی
کلام نور
رد پای نور
صراط مستقیم
l
راهي بي انتهاء
پيوندهاي روزانه
کتاب پاسخ به سوالات نبوت مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به سوالات توحید مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 2 مخصوص کامپیوتر
کتاب در محضر استاد جلد 1 مخصوص کامپیوتر
کتاب پرواز روح برای کامپیوتر با پسوند پی دی اف
کتاب دو مقاله برای کامپیوتر با پسوند پی دی اف
کتاب توضیح آیات قرآن کریم مخصوص موبایل
کتاب عوامل پیشرفت مخصوص موبایل
کتاب دو مقاله مخصوص موبایل
کتاب اتحاد دوستی مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 2 مخصوص موبایل
کتاب در محضر استاد جلد 1 مخصوص موبایل
کتاب انوار صاحب الزمان مخصوص موبایل
کتاب امیرالمومنین مخصوص موبایل
کتاب انوار زهرا مخصوص موبایل
کتاب امام مجتبی مخصوص موبایل
کتاب حل مشکلات دینی مخصوص موبایل
کتاب جواب مسائل دینی مخصوص موبایل
کتاب ملاقات با امام زمان مخصوص موبایل
کتاب مصلح آخرالزمان مخصوص موبایل
کتاب مصلح غیبی مخصوص موبایل
کتاب پروازروح مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به مشکلات جوانان مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به 77 مشکل دینی مخصوص موبایل
کتاب پاسخ به سئوالات فلسفی مخصوص موبایل
کتاب پاسخ ما مخصوص موبایل
کتاب رسول اکرم مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 1 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 2 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 3 مخصوص موبایل
کتاب سیر الی الله جلد 4 مخصوص موبایل
کتاب شبهای مکه مخصوص موبایل
کتاب سوال شما پاسخ ما مخصوص موبایل
کتاب عالم عجیب ارواح مخصوص موبایل
آخرين نوشته ها
نیمه شعبان
برادرم و حقیقت پشت پرده
تولد امام جواد علیه السلام
28 خرداد و بازداشت برادر عزیزم
رنگ سبز
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت
وظایف سالک الی الله
ترویج نام مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
قرآن و ترجمه
فوت دوست عزیز جناب اقای موسی پور
نوشته هاي پيشين
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
ساير امکانات
^ بالاي صفحه ^